ارتباط با ما : info@behrazm.ir

(زمان خواندن: 7 - 13 دقیقه)

با مشكلات غواصان بيشتر آشنا شويم

 

تعريف

فشاری که در آب بر بدن وارد مي‌‌شود با عمق آب نسبت مستقيم دارد. فشار وارده بريک جسم شناور در عمق دريا متناسب با وزن آبی است که روی آن است. بدن غواص درسطح دريا تحت فشار يک اتمسفر ( 1 بار ) بر متر مربع است و سپس در مقابل هر متر نزولی ، فشار مذکور به ميزان 1% افزايش خواهد يافت. به بيان ديگر هر 10 متر ارتفاع آب، يك اتمسفر فشار خواهد داشت. بنابراين فشاری را که بدن در هر عمقی تحمل مي‌نمايد عبارت خواهد بود از مجموع فشار آب در عمق مورد نظر به علاوه‌ي فشار جو (يک‌بار) که به اين مجموع ، فشار مطلق گفته مي‌شود. مثلاً فردي كه در عمق 20 متري آب در حال غواصي است در مجموع 3 اتمسفر بر متر‌مربع فشار مطلق بر بدن او وارد مي‌شود.

وقتی که جسمی در ظرفی پر از مايع قرار داده مي‌شود سطح مايع بالا مي‌‌‌آيد. علت اين است که جسم مذکور برای باز کردن جای خود از هر سو به مايع فشار وارد مي‌سازد و به عبارت ديگر مايع جابجا مي‌کند. علاوه بر اين مشاهده مي‌شود که جسم بعد از قرار گرفتن در مايع سبک تر مي‌گردد. علت اين است که جسم مذکور تحت تأثير نيروی بالا برنده است و اين نيرو در جهت مخالف نيروی پايين رونده که همان نيروی جاذبه است عمل مي‌‌کند. بين مايع جابجا شده و نيروی بالا برنده يک رابطه مستقيم وجود دارد که اين رابطه طبق قانون ارشميدس به شرح زير مي‌‌باشد:

«وقتی جسمی کاملاً يا بخشی از آن در مايعی شناور شود ، نيروی بالا برنده برابر است با وزن مايع جابجا شده»وقتی جسمی در داخل مايع قرار مي‌‌گيرد وضعيت آن بستگی دارد به اندازه و وزن آن جسم و نيروی بالا برنده که در اين رابطه سه احتمال وجود دارد.

الف – اگر وزن جسم از نيرو بالا برنده بيشتر باشد آن جسم غرق مي‌‌شود در نتيجه مي‌‌گوئيم بويانسی (يا شناوری ) منفی است.

ب – اگر وزن جسم با نيروی بالا برنده برابر باشد جسم در وضعيت موجود خود باقی مي‌‌ماند که گفته مي‌‌شود بويانسی(يا شناوری ) خنثی دارد.

ج – اگر وزن جسم کمتر از نيروی بالا برنده باشد جسم بطرف سطح آب بالا رفته و از سطح آب بيرون مي‌‌آيد. که در اينصورت بويانسی (يا شناوری ) آن مثبت است.

در شرايط عادی غواص دارای بويانسی (يا شناوری ) مثبت است و در زمانيکه کاملاً زير آب است بايد وزن خود را با به کارگيری وزنه های تعادلی افزايش دهد.

غواص در لباس غواصی دارای خاصيت شناوری (بويانسی ) است که علت آن وجود هوا در ريه های غواص و همچنين هوای محبوس شده در لباس غواصي و خاصيت شناوری يا بويانسی دستگاه‌هاي غواصي می باشد. برای آن که غواص بتواند به راحتی به زيرآب فرو رود بايد هوای لباس خود را قبل از غوص ، در سطح آب تخليه نمايد.

بعد از غوص رفتن ، با افزايش فشار آب ، هوای داخل لباس متراکم شده و لذا وزن جابه جائی غواص کاهش مي‌‌يابد، ودر نتيجه شناوری منفی افزايش مي‌‌يابد ودر اين حالت سرعت نزولی غواص بيشتر مي‌‌گردد. اگر غواصی که در عمق دارای اندکی بويانسی منفی است لباس خود را بيشتر باز کند به طرف سطح آب شناور مي‌‌گردد. در حين صعود هم فشار آب كاهش يافته و هوای داخل لباس بيشتر خواهد شد و سرعت صعود افزايش مي‌‌ يابد. غواص ها برای خالی کردن هوای داخل لباس شيوه‌اي خاص دارند، و آن تخليه هوا از سر آستين لباس مي‌‌باشد که موجب کاهش خطر ترکيدن لباس مي‌‌گردد.

تغييرات حجم در اثر تغييرات فشار

زماني که غواص به عمق مي‌‌رود فشار پيرامون وی به صورت يک رابطه مستقيم با افزايش عمق بيشتر مي‌‌شود.اين تغيير در فشار به طور مداوم به بافت ها و مايعات بدن منتقل مي‌‌گردد. بافت ها در اعماق زياد ( به خصوص اعماق پايين تر از 200 متری) به طور قابل ملاحظه ای تغيير شکل می يابند. در حالي که عموماً به نظر مي‌‌رسد که غير قابل تغيير و فشرده شدن هستند.

گازهای موجود در بدن و حفره های آن از قانون بويل تبعيت مي‌‌کنند. بنابراين اصل هوا در گوش ميانی و کانال شنوايي خارجی و هم چنين در سينوس های تنفسی در هنگام غوص منقبض شده و فشار منفی واقعی ايجا د مي‌نمايند. با اين حال هر حفره‌ای که به طور آزادانه با مجرای تنفسی مرتبط باشد مي‌‌تواند به راحتی از طريق ريه ها با انجام مانور ها يی مثل مانور والسالوا پر شود. اما حفره هايی که با فضای بيرون ارتباطی ندارند ، نمي‌تواند ميزان فشار منفی ايجاد شده را جبران نمايند در نتيجه خون و مايعات به داخل مخاط کشيده شده و سرانجام رگ های ديواره ای پاره مي‌شوند و حفره توسط خون غير قابل فشرده شدن به همراه گاز موجود در آن پر مي‌‌شود.

پر شدن حفره مي‌‌تواند بسيار دردناک بوده، ممکن است موجب از خود بي خود شدن يا هراسان شدن غواص بی تجربه گردد. در حين غوص که هوا داخل کانال شنوايی خارجی فشرده مي‌‌گردد ، ممکن است آب سرد وارد کانال شده و در اثر تماس آن با پرده گوش ايجاد سرگيجه نمايد و هنگامي که هوا در گوش ميانی فشرده شود ، لوله شيپور استاش کلاپس نموده، سبب مي‌شود پرده گوش به سمت داخل کشيده شده، (به دليل افزايش فشار خارجی ) باعث درد و ناراحتی و اختلال شنوايی ‌‌گردد ، مگر آنه که با انجام مانور والسالوا ، تغييرات ايجاد شده اصلاح گردند. اما اگر انجام اين مانور به تأخير افتد ممکن است قادر به غلبه انسداد شيپور استاش و باز نمودن آن نباشد. بدين ترتيب پرده صماخ در اثر تغييرات بسيار جرئی در عمق و ارتفاع ممکن است پاره شود. غواصاني كه پرده گوش آنها پاره شده، در طی انجام مانور والسالوا ،که در زير آب صورت مي‌‌گيرد حباب های هوا از گوش آسيب ديده خارج مي شودكه مي توان از اين طريق پارگي پرده صماخ را تشخيص داد.

اگر يک غواص سالم لباس مرطوبی که کاملاً با اندازه های فيزيکی بدن وی مطابقت دارد بپوشد و کلاه آبی مناسب را به سر کند و لوله استاش نيز به صورت طبيعی تهويه شود ، فشار منفی ممکن است در مجرای گوش خارجی ( که از يک طرف نيز به پرده صماخ ختم شده ويک مجرای بسته را تشکيل مي‌‌دهد ) به وجود آمده، سبب متمايل شدن پرده به سمت داخل شود و باعث عوارض بعدی ‌گردد.

اهميت اين مسائل به ظاهر جزئی که شايع نيز می باشد اين است که در اغلب موارد سبب هراس بی مورد غواص شده و عواقب نامطلوب و مشکلات تنفسی را برای او به دنبال خواهد داشت.

باروترمای گوش ميانی که در خلال نزول غواص اتفاق مي‌‌افتد ، اختلال شايعی در نزد غواصان می باشند که علائم آن شامل:

-احساس -فشار                                                                                                                                                                      - کری انتقالی

-درد

- پارگی پرده صماخ

سرگيجه ناشی از تغيير فشار عارضه ای است که در اثر افزايش فشار به صورت نامتقارن در دو گوش ميانی به وجود آمده و سبب تهوع و استفراغ و از خود بي خود شدن غواص مي‌‌گردد. وقتی چنين وضعيتی در زير آب اتفاق بيافتد ممکن است آسپيراسيون و غرق شدگی را به دنبال داشته باشد.

در حين اين که غواص به نزول خود ادامه می دهد وادار مي شود تا هوای فشرده تری را استنشاق نمايد ودر کنار آن نيز کار تنفس به صورت قابل توجهی افزايش يافته و به همراه آن مقاومت تنفسی زياد مي‌‌شود.

حتی اگر سيستم همراه غواص به خوبی طراحی شده باشد اين موارد سبب ايجاد محدوديت گرديده و ممکن است منجر به تنگی نفس هيپروکاپنيک ، به خصوص در غواصی با فعاليت زياد و سختی كار گردد. مثلاً در غواصی که در خلاف جهت جريان آب بايستي حرکت ‌‌کنند يا اينه که سعی در کنترل تغيير ناخواسته شناوری داشته باشند.

بافت های بدن مي‌‌توانند فشار زيادی را تحمل نمايند. انسان توانسته است عملاً غوص های تا عمق 350 متری (يا 1000 پا ) انجام دهد و در شرايط آزمايشی در معرض فشاری برابر بايک غوص 500 متری ، ( 1640 پا) قرارگيرد. بافت ها در اعماق زياد (به خصوص اعماق پايين تر از 200متری ) به طور قابل ملاحظه تغيير شکل می يابند. در حالي که عموماً به نظر مي‌‌رسد که غير قابل تغيير و فشردن شدن هستند.

جانوران کوچک مثل موش، بز، ميمون توانسته اند فشاری برابر با يک غوص 1700 متری (5577پا) را تحمل کنند. بيشترين عمقی راکه يک غواص (بدون تجهيزات غواصی ) با يک دم کاملاً عميق (در قبل از غوص رفتن)، مي‌‌تواند پايين رود از حدود 30 متر بيشتر نخواهد بود. چرا که در حين نزول سينه ها شروع به فشردن شدن می کنند.

بيشتر قسمت های بدن از مايعات غير قابل فشردن شدن تشکيل شده است که فشار وارده از خارج را به طور يکنواخت به تمام بافت ها منتقل مي‌‌کند.

اگر فشار هوايی که به غواص مي‌‌رسد برابر با فشار محيط اطراف او باشد ، نقاط توخالی بدن مانند ريه ها ، گوش های ميانی و سينوس ها از نظر فشار با بافت ها و محيط خارج در تعادل خواهند بود. اشکالات مربوط به فشار که در هنگام پايين رفتن يک غواص پيش می آيد زمانی آغاز مي‌‌شوند که فشار در نقاط طبيعی محتوی هوا در بدن يا در دستگاه های محتوی هوا در نزديکی بدن غواص متعادل نشوند.

محل های طبيعی محتوی هوا در بدن ، هواکش هايی دارند که به طور طبيعی فشار داخل و خارج را متعادل مي‌‌کنند. به عنوان مثال ريه ها به وسيله تنفس متعادل مي‌شوند. گوش ميانی و حلق به وسيله شيپور استاش و سينوس ها به وسيله عبور هوا به بينی مربوط هستند. اگر اين مجاری مسدود شوند مثلاً به وسيله خلط در سرماخوردگی هوای محبوس در حفره‌ها نمي‌‌توانند در طول پايين رفتن غواص متعادل شوند. اين مسئله در مورد هواهای محبوس شده بين بدن غواص و وسايل غواصی او نيز صادق است. چون اين فضاهای محتوی هوا دارای ديواره های سخت هستند ، هوای محبوس درآن ها نمي‌توانند فشرده شوند و فشار را متعادل سازند و حالتی پيش می آيد که بافت های بدن به طرف خارج کشيده مي‌شوند.

اين حالت ممکن است دردناک باشد و باعث پارگی رگ ها يا آسيب ديدگی بافت شوند. در غواصی نام اين عارضه را فشردگی گذاشته اند. فشردگی روی مناطقی اثر می گذارد که دارای ديواره های سخت باشند، چه اين نقاط در داخل بدن وچه در قسمت های مربوط به دستگاه های غواصی باشند. به عنوان مثال معمولاً حباب های گاز در روده ها هنگام پايين رفتن مسئله ساز نيستند چون به آسانی فشرده مي‌شوند.

فشردگی (باروترمای ) بدن و صورت

چنانچه فشار هوا در ماسک يا پوشش صورت که در سطح آب نصب شده باشد ، به طور ناگهانی از فشار آب کمتر شود بافت های صورت و بدن ممکن است به طور شديد دچار فشردگی گردند.

اين عارضه به خصوص در هنگام کار با لباس غواصی مربوطه به اعماق زياد که سر و گردن و قسمت بالای سينه به وسيله صفحه و پوشش سخت پوشانده مي‌شوند خطرناك مي‌شود. در شرايط عادی فشار هوا در پوشش سر و لباس بايد با فشار خارج در حال تعادل باشد. اگر فشار به طور ناگهانی کم شود ممکن است فشار خارج ، هوای داخل لباس و پوشش سر را به داخل لوله هوا برگرداند که در نتيجه لباس نرم فشرده مي‌شود وبه بدن مي چسبد وآن قسمت از بدن که در پوشش لباس قرار گرفته تحت فشردگی سخت قرار مي‌گيرد و چنانچه اختلاف فشار زياد باشد اين شرايط ممکن است مرگ آفرين باشد.

برای پيشگيری از فشردگی شديد بدن ياصورت کليه وسايلی که در سطح آب نصب مي‌شوند بايد به يک دريچه يک‌طرفه مجهز گردند تا در هنگام قطع فشار مخزن ، بتوانند با استفاده از آن گاز را در لباس نگهدارند. اگر يک غواص به همين ترتيب بدون افزودن فشار به داخل لباس، به اعماق پايين‌تری غوص کند، قربانی فشردگی صورت يا بدن خواهد شد.

فشار داخل ماسک صورت را معمولاً مي‌توان با خارج کردن هوا از بينی متعادل کرد. ولی اين امر در مورد عينک های آبی كه هيچ راهی برای تعادل فشار ندارند صادق نمی باشند ، بنا براين نبايد از عينک های آبی جز در شنای سطح آب استفاده کرد.

بافت هایي که در فشردگی ماسک با عينک آبی بيشتر از همه در معرض خطر قرار دارند عبارت است از بافت های چشم و حدقه چشم.

در لباس های غواصی ، هوا ممکن است در چين خوردگی های لباس لاستيکی حبس شود و باعث ناراحتی و احتمالاً يک حالت خونريزی زير جلدی حفيف، ناشی از فشار گردد.

فشردگی در ريه ها

هنگام انجام غواصی که با حبس کردن نفس همراه باشد ، ممکن است غواص به عمقی برسد که درآن هوای حبس شده در ريه ها فشرده شود و حجم آن به مقداری کمتری از حجم باقيمانده برسد. چنانچه اين اتفاق بيفتد ، خون ومايع لنفی به طرف خارج کشيده مي‌شود و باعث ايجاد فشردگی در ريه ها مي‌شود.

از نظر تئوری يک انسان متوسط با ريه ای به حجم کلی 6 ليتر نمي‌تواند به صورت حبس نفس تا عمق بيش از 30 متر ( 4 اتمسفر مطلق ) غوص کند ، چون هوای موجود در ريه های انسان دراين عمق به حجمی برابر با حجم باقيمانده (متوسط 5/1 ليتر) مي‌رسد.

با اين همه رکورد غوص با نفس حبس شده از آن يک درجه دار نيروی دريايی آمريکا بنام رابرت کراف است که صاحب ريه های استثنائی به حجم 9 ليتر بوده و موفق شد تا عمق 73 متری يعنی 12 متر بيش از عمق محاسبه شده بر مبنای حجم باقيمانده ريه های خود غوض کند ، بدون اين كه عوارض ناشی از فشردگی ريه از او ظاهر گردد.

حديث :رسول خدا(ص):به سرگرمي و بازي بپردازيد ،زيرا دوست ندارم سختگيري و خشونت در دينتان مشاهده شود.

                                                                                                            مفاتيح الحيات ، ص 201


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک