(زمان خواندن: 8 - 16 دقیقه)

 

تاريخچه كشف بيماري آلزايمر:

دکتر آلواس آلزايمر در سال 1906 اين بيماري را در آلمان کشف نمود و به اين دليل بيماريآلزايمر به نام ايشان ثبت شده است. هنوز گروه هاي زیادی با اين بيماري آشنا نبوده و رفتارهايناهنجار بيماران را به ناراحتي رواني ترجمه کرده و آنان را بيماران رواني مي نامند. تاريخ آشنايي با آلزايمر بسيار کوتاه است و تحقيقات در مورد آن حدوداً در20سال گذشتهآغاز گرديده است. درکتابهاي تاريخي مصري ها سابقه اين بيماري در سه هزار سال پيش مورد بحث قرارگرفته است، البته بعنوان کم حافظه گي و فراموشي. جالينوس در1100سال پيش تمايز بين فراموشي و نارسايي روحي را بيان مي کند. فلاسفه و نويسندگان راجع به بيماري پيري مطالبي را متذکر شده اند. شکسپير از پيري بعنوان دوره بچگيِ مجدد و فراموشي ياد مي کند. افلاطون در نوشته هاي خود اشاره مي کند که افراد پير مسئول جنايات و کارهاي خلاف خود نيستند.

 

شيوع:

آلزایمر یک بیماری پیش رونده و تباه کننده یا، به بیان دقیق تر، گروهی از اختلالهاست که به وارد شدن صدماتی به حافظه، تفکر و رفتار منجر می شود. این بیماری حدود 19 میلیون نفر را در سراسر جهان مبتلا کرده است. طبق بررسی اداره بهداشت زنان در انجمن ملی بهداشت، بیماری آلزایمر در بین زنان، نسبت به مردان رایج تر است و شیوع آن با بالا رفتن سن افزایش می یابد.

 

علت بیماری:

دکتر آلزايمر در بين سلولهاي ترکيب مخصوصي را يافت که آن را "Peculiar Formations" ناميد و همچنين در داخل سلولهاي مغز دسته هاي فشرده اي را مشاهده نمود که آن را دسته متراکم نام نهاد. ترکيب اين دو نوع يافته غيرطبيعي در مغز بيماران آلزايمري تا سال 1980 چندان واضحنبوده و علت بيماري آلزايمر را چندان مشخص نمي نمود. بعد از تاريخ ذکر شده دانشمندان و محققين توانستند نکات بسيار جالبي را در اين مورد ذکر نمايند.

"Peculiar Formations"که بين سلولها توسط دکتر آلزايمر يافت شده بود. امروزه در بين متخصصين پولک هاي آميلوئيد ناميده مي شود. آميلوئيد نوعي پروتئين است که با سلولهاي مرده و در حال مرگِ مغز ترکيب مي شود و ترکيباين پروتئين با سلولهاي مرده را پولک هاي آميلوئيد مي نامند. اين پولک نه تنها مانع از ارتباط بين سلولهاي عصبي طبيعي مي شود، بلکه باعث تخريب سلولهاي اطراف خود مي شود که نتيجتاً باعث سردرگمي محققين شده که آيا اين پولک ها عامل آلزايمر اند و يا نتيجه آن هستند.

در مورد يافته غيرطبيعي ديگر "Dense Bundles" که در داخل سلولهاي مغزي توسط دکتر آلزايمر مشاهده شده بود. امروزه محققين دريافته اند که ترکيبي از سلولهاي مرده و در حال مرگ با پروتئيني به نام Tauمي باشد. اين ترکيب امروزه به نام گره هاي رشته اي-عصبي شناخته مي شود. ازدياد و رشد اين ترکيب باعث معدوم شدن سلولهاي مغزي شده که با نوع پولک متفاوت مي باشد. در جايي که تصور مي شود پولکها از خارج به سلولهاي طبيعي حمله مي کنند،Tangleها تخريب خود را از داخل سلول انجام مي دهند. آنها نه تنها باعث تخريب داربستي مي شوند که سلول هاي عصبي بر روي آنها تکيه کرده اند بلکه مسير تغذيه سلولي، از جسم سلول عصبي به آکسون يا رشته بلند سلول عصبي را معدوم مي سازند. اين فعاليت تخريبي نه تنها رابطه اطلاعاتي بين سلول ها را از بين مي برد بلکه باعث گرسنگي و مرگ سلول ها مي شود.

 

علائم بیماری:

در اکثر موارد، بیماری آلزایمر در اشخاص مسن و در فاصلهزمانی 8 تا 20 سال به تدریج رشد می‌کند. قربانی این بیماری، ابتدا افت حافظه پیدامی‌کند و اغلب گم شدن حتی در خانه خود بیمار نیز پیش می‌آید. به مرور زمان، بیمار جهت‌ یابی خود را به شدت از دست می‌دهد، اشخاص و حتی اعضای خانواده خود را نمی‌شناسد، هیجان های کودکانه نشان می‌دهد و از عهده نظافت خود و لباس پوشیدن برنمی‌آید.

 

اثرات:

فراموشي: اولين اثر اين بيماري فراموشي است. البته هميشه فراموشي در سن بالا دليل بر آلزايمر نيست. فراموشي از همان مراحل اوليه آلزايمر قابل توجه بوده و با پيشرفت بيماري شديدتر مي شود.

 

مشکلات تکلم و بيان:   بتدريج که حافظه کوتاه مدت ضعيف تر و کم کم محو مي شود، بيمار توانايي به ياد آوردن لغات مناسب براي جمله بندي را از دست مي دهد. توانايي نگهداري زنجيره افکار و ترتيب جملات نيز در بيمار مختل مي شود، بهطوري که گاه بيمار در جمله سازي درمانده مي شود. وقتي که بيمار متوجه اشتباه خود در جمله بندي مي شود سعي مي کند کمتر صحبت کند.

 

مشکلخواندنو نوشتن: به موازات کاهش توانايي تکلم و بيان، توانايي خواندن نيز کاهش مي يابد. دليل آن روشن است، چون قدرت تمرکز فکر کاهش يافته، بيمار قادر به نگهداري اطلاعات به مدت لازم نيست و چون نمي تواند جمع بندي کند، توانايي استفاده از اطلاعات را از دست مي دهد وقتي بيمار احساس مي کند خواندن برايش سخت شده و نمي تواند معني جملات را دريابد، از خواندن و نوشتن فاصله مي گيرد و اين خود باعث تشديد بيماري مي شود.

 

ضعف تصميم گيري:از آنجا که براي تصميم گيري و قضاوت درباره مسائل و درک رابطه تصميم با نتيجه آن بايد از حافظه کمک گرفت، بيماران آلزايمري در اين مسائل نيز دچار مشکل مي شوند. ممکن است در وسط تابستان، کت زمستاني يا پالتو بپوشند و رابطه فصل با لباس را درک نکنند،يا رفتار پرخاشگرانه بدون توجه به نتيجه آن داشته باشندکه متأسفانه گاه اطرافيان دست به رفتار متقابل مي زنند.

 

عدم اشراف به زمان و مکان:بيماران آلزايمري دچار اشکال در درک زمان و فضا هستند، زيرا حافظه نقش مهمي در هماهنگي با محيط و آشنايي با آن ايفا مي کند. اين بيماران که دچار نقصان حافظه هستند، گاه حتي در منزل خود گم مي شوند يا براي وارد شدن به ماشين سر خود را خم نمي کنند.

 

عدم تشخيص اطرافيان:يکي از علايم بسيار آزاردهنده، فراموش کردن اسامي اطرافيان يا بستگان مي باشد. اين آزار دو جانبه است. اطرافيان و مخصوصاً مراقبين بيمار از اينکه توسط بيمار شناخته نشده و از زحمات آنها قدرداني نمي شود رنجمي برند و بي اطلاعي از شرايط فکري بيمار مي تواند اين مشکل را تشديد کند.

 

از دست دادن علاقه و لذت:بيماران احساس مي کنند به علت افت مهارتهاي فکري و ناتواني و نقصان حافظه ديگر به درد جامعه نمي خورند و شوق و علاقه خود را به زندگي و هر چيز جالبي از دست مي دهند. آنان تفريحات را بي معني دانسته و حتي رابطه با دوستان را فراموش مي کنند يا بي اهميت مي انگارند. تداوم اين رفتارها باعث افسردگي شده که به نوبه خود باعث تشديد بيماري آلزايمر مي شود.

 

افکار هذياني:در ابتداي بيماري، افکار بدبينانه هذياني چندان ديده نمي شود ولي بتدريج که با پيشرفت بيماري، فرد توانايي ربط دادن نتايج را به رويدادها از دست مي دهد، افکار هذياني بر وي مستولي شده و شکاک و بدبين مي شود. مثلاً احساس مي کند در حال دزديدن اموالش هستند يا همسرش به وي خيانت مي کند و يا دکتر يا مراقبش در فکر آزار وي هستند.

کاهش هماهنگي در حرکات اندامها:تبادل اطلاعات بين سلولهاي عصبي مغز، اعصاب بدن و عضلات، حرکت بدن را امکانپذير مي کند. اگر اين مبادلات در اثر معيوب شدن سلول هاي مغز مختل نشود، هماهنگي حرکات بدن تحت تأثير قرار مي گيرد. عدم هماهنگي، با پيشرفت بيماري تشديد مي شود.

کاهش حس بويايي:   هر چند کاهش حس بويايي در افرادي که مبتلا به آلزايمر نيستند نيز ديده مي شود اما اين علامت در کنار ساير علايم آلزايمر، اهميت خاصي براي تشخيص بيماري پيدا مي کند.

تغييرات شخصيتي:   از آنجا که آلزايمر عملکرد مغز را تغيير مي دهد، شخصيت فرد نيز ممکن است دستخوش تغيير شود. فردي که قبلاً پرتحرک و شاداب بوده ممکن است گوشه گير شود. افراد گوشه گير و خجالتي ممکن است به افرادي پرخاشگر و ناآرام تبديل شوند. هم آسيب ديدگي مغزي و هم فشارهاي رواني ممکن است علت اين تغييرات باشند. اين تغييرات براي افراد خانواده يا دوستان قابل درک نيست، بخصوص در اوايلي که هنوز بيماري جنبه رسميت پيدا نکرده است ممکن است اطرافيان، رفتار بيمار را مسائل شخصي قلمداد کنند.

 

بيماريآلزايمر و مرگ:

بيماري آلزايمر مستقيماً باعث مرگ بيمار نمي شود ولي به طور غيرمستقيم زمينه مرگ در اثر عوامل ديگر را فراهم مي کند. در طول 100 سالي که از کشف اين بيماري مي گذرد، تاکنون حتي يک نفر از اين بيماري نجات پيدا نکرده است. در آخرين مرحله بيماري، به قدري آسيب ديدگي مغز پيشرفت مي کند که کنترل ساده ترين اعمال اعضاي بدن را از دست مي دهد. دستگاه ايمني که بايد بدن را در برابر عفونت ها و سرطان حفاظت کند از کار مي افتد. مغز حتي قادر به تعيين و تنظيم نيازهاي خود به مواد مغذي و مايعات نبوده و گاه بيماران آلزايمري از گرسنگي فوت مي کنند، درست مانند يک کشتي بدونناخدا که بدون کنترل روي آب حرکت مي کند و سرانجام با يک صخره تصادم مي کند. گاهي بي تحرکي و فقدان فعاليت جسمي باعث سکته قلبي و مغزي مي شود. در اغلب موارد، فعاليت قلب و ديد دچار اختلال مي شود و سوء تغذيه زمينه مساعد براي ابتلا به ساير بيماريها را فراهم مي کند. بيماراني که در اوايل شروع بيماري آلزايمر فوت مي کنند، اغلب دچار سوانحي از قبيل تصادف در خيابان و سقوط از پله شده اند.

 

عواملزمینه ای ابتلا بهآلزايمر:

وجود عوامل زير صددرصد دليل بر ابتلا به بيماري آلزايمر نمي باشند، بلکه در شرايط خاصي، اين عوامل به تنهايي يا با کمک هم مي توانند زمينه ابتلا به آلزايمر را فراهم کنند.

 

سن بالا: با بالارفتن سن، احتمال ابتلا به اين بيماري زيادتر مي شود، هر چند مواردي از ابتلا در سن پايين و حتي30 سالگي ديدهشده که بيشتر ناشي از عوامل ژنتيکي (وراثتي) مي باشد. بيماري آلزايمر غالباً در سن بالاي 65 سالگي ديده مي شود. در حال حاضر در غرب، 10درصد افراد بالاي 65 سال مبتلا به اين بيماري بوده و 50 درصد افراد بالاي 85 سال از آلزايمر رنج مي برند.

سابقه بيماري در خانواده: احتمال بروز در بستگان درجه اول فرد بيمار زياد است، مگر آن که تدابير پيشگيري را از قبل به کار ببندند. خطر ابتلا در بستگان درجه اول به دو برابر افراد معمولي مي رسد، اما با سالم نگه داشتن محيط زيست و تغذيه مي توان اين احتمال را کاهش داد.

سابقه ضربه مغزي: مغز انسان توسط جمجمه و مايع مغزي-نخاعي حفاظت مي شود. بسياري از ورزشکاراني که دچار ضربه سر شديد مي شوند، مانند مشت بازان يا سوانحي که در ساير ورزشها رخ مي دهد، دچار فراموشي بيمارگون مي شوند و احتمال ابتلا به آلزايمر در آنها زيادتر است.

کمبود فعاليت هايفکريو مغزي: تحقيقات علمي نشان داده اند که تمرين دادن مغز از طريق تحصيلات علمي، مطالعه، يا فعاليت هاي فکري ديگر، مقاومت آن را در برابر آلزايمر بالا مي برد. به اعتقاد پژوهشگران، فعاليتهاي فکري باعث گسترش ارتباطات بين سلولهاي عصبي مغز مي شود و هر چه سلولهاي مغزي ارتباط بيشتري با يکديگر داشته و اطلاعات بيشتري رد و بدل کنند، مغز مقاوم تر مي شود. حل جدول، بازي شطرنج و ساير بازيهاي فکري و اصولاً هر نوع فعاليت فکري مي تواند از ابتلا به بيماري آلزايمر جلوگيري کند.

سندرم داون (منگوليسم):   سندرم داوننوعي عقب ماندگي ذهني به دليل وجود يک کروموزوم اضافه مي باشد، افراد مبتلا، چهره اي شبيه مغولها با چشمهاي بادامي پيدا مي کنند. در اين افراد احتمال بروز آلزايمر زياد است.در مغز مبتلايان به سندرم داون که بعد از مرگ کالبدشکافي شده اند، تغييراتي کاملاً شبيه به آلزايمر ديده شده است.

جنسمؤنث:   عده اي از دانشمندان معتقداند کاهش هورمون جنسي زنانه (استروژن) ممکن است نقش مهمي در ايجاد آلزايمر بازي کند. البته چون خانمها عمر طولاني تري نسبت به آقايان دارند، ممکن است شيوعبيشتر آلزايمر در آنها مربوط به ميانگين سن بالاتر باشد.

سکته: افرادي که سکته مغزي خفيف داشته اند اخيراً مورد بررسي قرار گرفته اند و در اين پژوهشها ارتباط مشخصي بين دمانس(زوال عقل) و سکته هاي مغزي مکرر مشاهده شده است. اغلب اين سکته ها ممکن است علايم شديد حسي مانند فلج دست و پا نداشته باشند. کنترل فشار خون و کلسترول، کاهش مصرف چربيهاي اشباع شده، خودداري از مصرف سيگار و دخانيات، ورزش،کاهش استرسها مي تواند باعث کاهش چربي خون و کاهش رسوب آن درجدار رگهاي مغزي شود و درنتيجه احتمال سکته مغزي را کم کند. 

سموم موجود در محيط زيست: آلومينيوم را سالها از علل آلزايمر مي پنداشتند، تا اينکه تحقيقات در سال1996نشان دادند که نقشي در ايجاد آلزايمر ندارد. حلالهاي آلي و شيميايي مانند چسب، سموم گياهي، بنزين، کود شيميايي و ساير حلالها مي توانند در دراز مدت باعث آسيب ديدگي مغز و ايجاد دمانس (زوال عقل) شوند. افرادي که به دليل شغل خود دايماً در معرض اين مواد قرار دارند (مانند کارگرانِ کارخانه هاي توليد اين مواد) در معرض بيماري قرار دارند؛ لذا استفاده از پوششها و ماسکهاي حفاظتي براي آنها الزامي است. برخي از نوجوانان نيز دچار اعتياد به مواد از قبيل بنزين، گاز فندک، استون، تينر مي شوند و گاهي اقدامبه استنشاق آنها مي کنند، بايد توجه داشت که اثر اين حلالها در تخريب مغز کاملاً اثبات شده و مصرف طولاني آنها خطرناک است.

دخانيات:   آلزايمر نيز مانند بسياري بيماريهاي ديگر، در افراد سيگاري بيشتر ديده مي شود. يک مطالعه روي هفت هزار نفر از افراد بالاي55 سال، نشان داده که احتمال بروز آلزايمر در سيگاريها دو برابر است.

راديکالهاي آزاد: در اثر سوخت و ساز طبيعي مواد در بدن يک سري ملکولهاي مضر به نام راديکال هاي آزاد ايجاد مي شوند که مي توانند بافتهاي سلولي و از جمله سلولهاي مغزي را تخريب کنند. البته در بدن مکانيسم هايي براي خنثي کردن اين مواد وجود دارد ولي ظاهراً در برخي افراد اين مکانيسم ها کافي نيستند. ويتامين های Eو C، و نوعي ويتامين Aکه کاروتن ناميده مي شود (موجود درجگر، سبزيجات و زرده تخم مرغ) داراي خاصيت آنتي اکسيدان هستند و مي توانند اين راديکالهاي آزاد را خنثي کنند. برخي داروهاي ضد درد مانند آسپيرين، ايندومتاسين و خانواده آنها نيز واجد اين خاصيت هستند.

رژيمغذايي: اين جمله مشهور : "ما همان هستيم که مي خوريم !"، اهميت تغذيه را در نوع متابوليسم و ترکيب بدن و مغز ما نشان مي دهد. تحقيقات زيادي نشان داده اند که مصرف چربيهاي اشباع شده و کلسترول به مقدار زيادي مي تواند در ابتلا به آلزايمر مؤثر باشد. چربيهاي اشباع شده در روغنهاي گياهي جامد و کلسترول در چربي حيواني(دنبه، زرده تخم مرغ، جگر، قلوه، دل) به وفور يافت مي شوند. در مطالعات ديگر، کمبود اسيدفوليک و ويتامين 12B، با ايجاد آلزايمر ارتباط داشته اند، اصولاً کمبود اين دو ويتامين در سنين پايين نيز باعث کم خوني و مشکلاتي در عصبهاي بدن (نوروپاتي) مي شود.

نداشتنورزش: مغز هم مانند عضلات بدن احتياجبه تمرين دارد. تحقيقات سال 1998 نشان داده اند مبتلايان به آلزايمر، در مقايسه با ساير مردم، در فاصله سني20 تا 60 سالگي کمتر به ورزش و حرکات بدني مي پرداخته اند. در تحقيق روي موشها ديده اند که افزايش تحرک بدني باعث افزايش فعاليت مغز بخصوص در ناحيه هيپوکامپ (مرکز حافظه) می گردد.

پیشگیری مقدم بر درمان

سالمندانی که از بیماری آلزایمر یا از اختلالهای حافظه‌ای سبک رنج می‌برند، می‌توانند عادات خود را انطباق دهند. همه ما، پیر و جوان می‌توانیم یک دفترچه یادداشت و یک مداد در جیب خود یا در کنار تلفن داشته باشیم و پیامهای خود را خیلی راحت در آن بنویسیم. ما حتی می‌توانیم یک تقویم به همراه داشته باشیم و رویدادهای پیش‌بینی شده، حتی کارهای روزمره را در آن بنویسیم.

اشخاصی که از افت حافظه رنج می‌برند، می‌توانند روی روزهایی که سپری می‌شود خط بکشند. می‌توانند از داروهایی استفاده کنند که مقدار آنها برای هر روز از هفته و ماه مشخص شده است. برقراری نظم روزانه و کمک گرفتن از وسایل کمک حافظه بسیاری از سالمندانی را که توانایی تشکیل خاطرات تازه را ندارند از دشواریهای حاد نجات دهد.

درمان‌

اگر یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ دچار این‌ بیماری‌ است‌، حالت‌ خصومت‌ آنها را به‌خود نگیرید. محیط‌ خانه‌ را طوری‌ تغییر دهید که‌ فرد بیمار دچار آسیب‌ بدنی‌ نشود.

اگر مراقبت‌ از یکی‌ از اعضای‌ خانواده‌ که‌ دچار این‌ بیماری‌ است‌ را به‌عهده‌ دارید، از دیگران‌ درخواست‌ کمک‌ کنید تا بتوانید به‌ خود استراحت‌ دهید. ازاینکه‌ نیاز به‌ استراحت‌ و فراغت‌ دارید احساس‌ گناه‌ نکنید حتی‌ اگر بیمار از این‌ مسأله‌ احساس‌ رضایت‌ نداشته‌ باشد.

اگر گروه‌ حمایتی‌ برای‌ خانواده‌ بیماران‌ آلزایمر وجود دارد به‌ آن‌ بپیوندید و اگر وجود ندارد به‌ ایجاد آن‌ اهتمام‌ ورزید.

 

افراد مراقبت‌کننده‌ از بیمار می‌توانند برخی‌ از مشکلات‌ بیمار را با اجرای‌ بعضی‌ کارها کاهش‌ دهند. مانند تکرار، برای‌ بیمارانی‌ که‌ مشکلی‌ در حافظه‌ دارند شاید یادآوری‌ مکرر کمک‌کننده‌ باشد، و اطمینان‌دهی‌ که یک‌ گفتگوی‌ صمیمانه‌ مختصر و در عین‌ حال‌ قوی‌ می‌تواند بیمار مضطرب‌ یا آشفته‌ را  آرام‌ کند. و منحرف‌ کردن‌ ذهن‌ بیمار، که قدم‌ زدن‌ با بیمار می‌تواند در این‌ زمینه‌ کمک‌کننده‌ باشد.

داروها:  

خیلی‌ از داروهایی‌ که‌ برای‌ مشکلات‌ دیگر مورد استفاده‌ قرارمی‌گیرند می‌توانند باعث‌ گیجی‌ یا خواب‌آلودگی‌ شوند. این‌ داروها را باید حتی‌الامکان‌ قطع‌ کرد. هم‌اکنون‌ داروهای‌ زیاد دیگری‌ تحت‌ بررسی‌ هستند. بعضی‌از آنها برای‌ کنترل‌ علایم‌ آشفتگی‌ مفید هستند. داروهای‌ جدیدی‌ که‌ با نسخه‌ پزشک‌ تجویز می‌شوند ممکن‌ است‌ پیشرفت‌ بیماری‌ را در بعضی‌ از بیماران‌ به‌ تأخیراندازد.

آزمایش آپولیپو پروتئین     A

نوعی آزمایش تشخیصی کمکی است و نباید برای پیش بینی آلزایمر در بیماران بی‌علامت استفاده شود. مبتلایان به سندرم داون، افزایش خطر ابتلا به آلزایمر را نشان می‌دهند. پس از40 سالگی، مبتلایان به سندرم داون ،همواره یافته‌های آسیب شناختی عصبی آلزایمر را دارند و تقریبا 50 درصد آنها، دچار افت شناختی می‌شوند.

مراقبت ازبیمار آلزایمری اغلب برای اعضای خانواده و دیگر مراقبان بسیار سخت است. به علاوه غم از دست دادن یک شخص مورد علاقه، که هنوز زنده است، و احساس عدم مراقبت کافی از بیمار  یا نگرانی از سرایت بیماری، فرد را به احساس گناه گرفتار می کند. گاه در روند مراقبت از بیمار آلزایمری، تعدادی از مراقبان، جسم و عاطفه خود را فراموش می کنند.

منبع : کتاب بهداشت روانی زنان


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک