تیزهوش کیست؟

فيضي -كارشنا س ارشد روانشناسي

 

مقدمه

آرزوي بسياري از والدين است كه فرزندي تيزهوش داشته باشند، هرچند كه بسياري از والدين با قبولي فرزندشان در آزمون هوش يك مدرسه يا گرفتن اولين نمره20 او را تيزهوش مي‌نامند اما تيزهوشي در حد استثنايي بودن و در بزرگسالي به نخبه تبديل شدن، ويژگي است كه شايد تنها يك درصد از مردم يك جامعه به آن دسترسي داشته باشند.

تيزهوش يا نخبه چه كسي است؟

براي تعريف واژه تيزهوش يا نخبه اتفاق نظر اندكي وجود دارد. تيزهوشي به صورت هوش عمومي بالا، استعداد در حوزه تحصيلي خاص و تعامل بين توانايي و خلاقيت بالا تعريف شده است. كودكان تيزهوش در بسياري موارد شناخته نمي‌شوند.

اولين شرط تيزهوشي داشتن بهره هوشي (IQ) بالاي 130 است و در كنار بهره هوشي، قدرت خلاقانه، توانايي در استدلال و توانايي و ابتكار را نيز بايد لحاظ كرد.

در سنين پيش از مدرسه كارشناسان معمولا استفاده از خزانه لغات وسيع، مهارت كلامي و به كار بردن جملات كامل، علاقه در مشاهده دقيق و كنجكاوانه، علاقه‌مندي به كتاب، توجه به ساعت‌ها و تقويم‌ها در سنين كم، تمركز روي موضوعاتي خاص، مهارت‌ فوق‌العاده در نقاشي، توجه و كشف رابطه علت و معلولي، رشد توانايي خواندن در سنين كودكي، توانايي رهبري جمع هم سن و سال، مهارت‌هاي حركتي و... را از صفات بارز تيزهوشي مي‌دانند كه البته شدت اين معيارها با توجه به محل زندگي افراد متفاوت است.

ويژگي هاي  كودكان تيزهوش و شناسايي  آن ها:

1 ـ نسبت به يادگيري حريص‌اند و مفاهيم پيچيده و جزييات را به سرعت جذب مي‌كنند.

2 ـ اعتماد به نفس بالايي دارند.

3 ـ داراي روحيه تعاون و همكاري بوده و مسووليت‌پذيرند.

4 ـ انضباط فردي دارند و به ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي پايبندند.

5 ـ قدرت استدلال دارند و دستورهاي آمرانه را بدون بازنگري نمي‌پذيرند و...

متاسفانه هرچند تعداد اين كودكان كه تيزهوش خوانده مي‌شوند زياد نيست،‌ اما عد‌ه‌اي كه مي‌توانند با عنوان تيزهوش خوانده شوند به خاطر وجوه تربيتي و آموزشي نادرست، به صورت تك‌بعدي پرورش مي‌يابند.

آموزش تيزهوشان از چه سني؟

معمولا گفته مي‌شود كه كودكان تيزهوش را مي‌توان يك سال زودتر از سن شروع آموزش رسمي يعني 6 سالگي آموزش داد. والدين بسياري از كودكان تيزهوش ترجيح مي‌دهند، فرزندان خود را در منزل آموزش دهند و او را تنها براي آزمون پايان سال به مدرسه بفرستند، و چون معمولا كودكان تيزهوش از اين آزمون‌ها سربلند بيرون مي‌آيند تصور بر اين است كه اين شيوه آموزش مناسب است، به طور قاطع آموزش صرف كودكان نخبه در منزل مردود اعلام مي‌شودو اين شيوه آموزش  به‌هيچ وجه توصيه نمي‌شود و مدرسه يك محيط رسمي براي آموزش است كه هر فرد بنا بر توانمندي از امكانات اين محيط رسمي استفاده مي‌كند.

افراد تيزهوش براي آموزش به مكان و نظام ويژه‌اي نيازمندند. معلمان اين افراد هم بايد به نوعي باهوش و خلاق‌تر از ساير همكاران خود باشند، تا به خاطر سوالات بچه‌هاي تيزهوش مات و مبهوت نمانند.

توصيه مي‌شود: كودكان تيزهوش بايد در جامعه زندگي كنند. آموزش در بين ساير افراد، شيوه تعامل با ديگران را نيز به او مي‌آموزد. انتظارات افراد تيزهوش از جامعه بالاست و به همين نسبت جامعه نيز از آنان انتظارات بالايي دارد، اگر در خانه و نزد والدين آموزش ببينند بسياري از مهارت‌ها را نمي‌آموزند.

كودكان تيزهوش و تعامل اجتماعي

تيزهوشي و نخبه بودن فقط به نمره 20 گرفتن و در فيزيك و شيمي و رياضي عالي بودن نيست، يك فرد نخبه بايد هوش اجتماعي بالايي هم داشته باشد، قدرت رهبري، مهارت كلامي، توان استدلال، علاقه به كتاب و ساير منابع اطلاعاتي، توان ارتباط با جمع و تاثيرگذاري بر سايرين در بسياري از تيزهوشان وجود دارد، اما متاسفانه در خيلي از خانواده‌ها، پدر و مادرها به اين ويژگي‌ها توجه نمي‌كنند و با تاكيد بر نمره، كودكان و نوجوانانشان را تك‌بعدي تربيت مي‌كنند.

تيزهوشان را دچار غرور كاذب نكنيد

تحمل شكست از اين رو براي تيزهوشان مشكل است كه به خاطر هوش و موفقيتشان همواره تحسين شده‌اند، اين امر آنان را دچار غرور كاذب مي‌كند. غروري كه مانع ارتباط دوستانشان با ساير همسن و سالانشان مي‌شود، ادامه اين روند آنان را منزوي خواهد كرد.

از پاسخ به سوالات او طفره نرويد

كودكان و نوجوانان تيزهوش سوالات متفاوتي مي‌پرسند، سوالاتي كه بسياري موارد از سن‌شان فراتر است،‌به جاي اين كه با بي‌حوصلگي آنان را از سر باز كنيد، در پي پاسخ قانع‌كننده به آنان باشيد. در مدارس نيز معلمان بايد مراقب باشند تا با پاسخ‌هاي سرسري افكار اين گونه كودكان را از مسير درست منحرف نكنند، اين كودكان و نوجوانان معمولا به زياده‌پرسي متهم مي‌شوند، در حالي كه اين امر خصيصه اصلي تيزهوشي آنان است.و بالاخره اين كه سعي نكنيد هر طور شده از كودكان و نوجوانانتان، تيزهوش بسازيد،در پي پرورش استعدادهاي طبيعي او باشيد. مهم اين نيست كه فرزندان ما تيزهوش باشند بلكه بايد استعدادهاي آنان متاثر از عوامل محيطي و امكاناتي كه برايشان فراهم مي‌كنيم، شكوفا شود.

هوش هیجانیEQ و تفاوت آن با IQ

تفاوت بین معلومات کتابی و مهارت در زندگی روزمره و ارتباطات افراد ، در واقع همان تفاوت بین IQ یا ضریب هوشی و EQ  یا هوش هیجانی آنهاست. از اواسط سال‌های 1980 مطالعات روزافزونی در این مورد انجام می‌شود که هیجانات ما ، و واکنش بعدی ما نسبت به آنها، چه مقدار در سلامت عمومی و موفقیت ما در زندگی نقش دارند، و به خصوص در سال‌های اخیر این مطالعات به شدت مورد توجه قرار گرفته‌است. در واقع ، مطالعات وسیعی انجام شده تا نشان دهد ضریب هوشی بالا به تنهایی لازمه موفقیت نیست.
اولین بار در سال 1990 روانشناسی به نام «سالوی» ، اصطلاح هوش هیجانی را برای بیان كیفیت و درك احساسات افراد، همدردی با احساسات دیگران و توانایی اداره مطلوب خلق و خو به كار برد. درحقیقت این هوش مشتمل بر شناخت احساسات خویش و دیگران و استفاده از آن برای اتخاذ تصمیمات مناسب در زندگی است. به عبارتی عاملی است كه به هنگام شكست، در شخص ایجاد انگیزه میكند و به واسطه داشتن مهارتهای اجتماعی بالا منجر به برقراری رابطه خوب با مردم میشود.
تئوری هوش هیجانی دیدگاه جدیدی درباره پیش بینی عوامل مؤثر بر موفقیت و همچنین پیشگیری اولیه از اختلالات روانی فراهم میكند كه تكمیل كننده علوم شناختی، علوم اعصاب و رشد كودك است. قابلیتهای هیجانی برای تدبیر  ماهرانه روابط با دیگران بسیار حائز اهمیت است.
روانشناسی بهنام «گلمن» اظهار میدارد كه هوش شناختی در بهترین شرایط تنها ۲۰ درصد از موفقیت ها را باعث میشود و 80 درصد از موفقیت ها به عوامل دیگر وابسته است و سرنوشت افراد در بسیاری از موقعیت ها در گرو  مهارت هایی است كه هوش هیجانی 
EQرا تشكیل میدهند. درواقع هوش هیجانی EQعدم موفقیت افراد با ضریب هوش بالاIQ و همچنین موفقیت غیرمنتظره افراد دارای هوش متوسط را تعیین میكند. یعنی افرادی با داشتن هوش عمومی متوسط و هوش هیجانی EQبالا خیلی موفق تر از كسانی هستند كه هوش عمومی بالا و هوش هیجانی پایین دارند. پس هوش هیجانی پیش بینی كننده موفقیت افراد در زندگی و نحوه برخورد مناسب با استرسها است.

خصوصیات افراد دارای هوش هیجانی بالا

به چند نفر از موفق‌ترین افراد در زندگی تان فکر کنید و به خصیصه‌‌های مشترکی که آنها با یکدیگر دارند. بی‌شک ، دایره دوستان این افراد بزرگ و متنوع است. ارتباطات شخصی‌شان قوی و زندگی خانوادگی شان مملو از افتخار و کامیابی است. آنها نسبت به دیگران ، حتی نسبت به کسانی که تازه ملاقات می‌کنند، علاقه نشان می‌دهند.
آنها رضایت بیشتری از شغل خود دارند، احترام هم سالانشان را برمی‌انگیزند و به خاطر خوب انجام دادن مسئولیت شغلی‌شان ، از سرپرست خود امتیاز و ترفیع می‌گیرند. آنها عواطف شان بدون ریاکاری ، احساساتشان بدون نخوت ، و اعتماد به نفس شان عاری از هر خودنمایی است. تفاوت بین این دو گروه، تفاوت میزان 
IQ یا ضریب هوشی و چیزی است که EQ  یا هوش هیجانی نامیده می‌شود. هوش هیجانی شیوه‌ای پذیرفته‌شده برای ارزیابی موفقیت یک فرد است. شیوه‌ای که امروزه در آمریکا رو به گسترش است.این هوش بنا به نظر «بار-اون » 5 مولفه به شرح زیر دارد كه 15 عامل در آن موثر هستند.اگرافراد تعداد بیشتری از این مولفه ها را در خود بیابند هوش هیجانی بالاتری دارند.
۱- مهارتهای درون فردی شامل:
- خودآگاهی هیجانی (بازشناسی و فهم احساسات خود)
- جرأت (ابراز احساسات، عقاید، تفكرات و دفاع از حقوق شخصی به شیوهای سازنده)
- خودتنظیمی (آگاهی، فهم، پذیرش و احترام به خویش)
- خودشكوفایی (تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه خویشتن)
- استقلال (خودفرمانی و خودكنترلی در تفكر و عمل شخصی و رهایی از وابستگی هیجانی)
۲- مهارتهای میان فردی شامل:
- روابط میان فردی (آگاهی، فهم و درك احساسات دیگران، ایجاد و حفظ روابط رضایتبخش دو جانبه كه به صورت نزدیكی هیجانی و وابستگی مشخص میشود)
-تعهد اجتماعی(عضو مؤثر و سازنده گروه اجتماعی خود بودن، نشان دادن خود به عنوان یك شریك خوب) 
- همدلی(توان آگاهی از احساسات دیگران، درك احساسات و تحسین آنها) 
۳- سازگاری شامل:  
- مسأله گشایی(تشخیص و تعریف مسائل، همچنین ایجاد راهكارهای مؤثر) 
- آزمون واقعیت(ارزیابی مطابقت میان آنچه به طور ذهنی و آنچه به طور عینی، تجربه میشود) 
- انعطاف پذیری(تنظیم هیجان، تفكر و رفتار به هنگام تغییر موقعیت و شرایط) 
۴- كنترل استرس شامل: 
- توانایی تحمل استرس(مقاومت در برابر وقایع نامطلوب و موقعیتهای استرسزا) 
- كنترل تكانه(ایستادگی در مقابل تكانه یا انكار تكانه) 
۵- خلق عمومی شامل: 
- شادی(احساس رضایت از خویشتن، شاد كردن خود و دیگران) 
- خوش بینی(نگاه به جنبه های روشن زندگی و حفظ نگرش مثبت حتی در مواجهه با ناملایمات)

منابع:                                                                                                                               1- سبحانی نژاد، مهدی و یوزباشی، علیرضا(۱۳۸۷). هوش هیجانی و مدیریت در سازمان(مبانی نظری، شیوه‌های آموزش و ابزارهای سنجش)، تهران: انتشارات یسطرون                                            

2- هوش هیجانی، دکتر تراویس برادبری، ترجمه مهدی گنجی، نشر ساوالان، تهران،


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک