(زمان خواندن: 5 - 9 دقیقه)

افسردگی

مقدمه

افسردگی یکی از رایج ترین و نیز جدی ترین اختلالات مرتبط با سلامت ذهن است که بشر امروز با آن دست به گریبان است. بسیاری از مردم در نتیجه حادثه یا رویدادهای تلخی که در زندگی­شان رخ  می دهد، دچار افسردگی می شوند. در حال حاضر مشخص شده است که سوابق خانوادگی و ژنتیکی هم میزان ابتلا فرد به بیماری افسردگی را افزایش می دهد. همچنین تنش های مستمر و فزاینده و عدم مکانیزم­های مناسب برای مقابله با آن و نیز عوامل بیولوژیکی و عوامل روانشناختی در پدید آمدن افسردگی دخالت دارند و این بیماری صرفاً یک اختلال بیوشیمی – پزشکی نیست.

علائم افسردگی

افسردگی دارای علائم متعدد روحی و جسمی می باشد از علائم روحی می توان به یأس، نگرانی، عدم تمرکز، مشکلات حافظه، افکار منفی، هذیان گویی، توهمات، احساس غیرمفید بودن و احساس اینکه «هیچ کس مرا دوست ندارد» یا «من چقدر بدبختم» اشاره کرد.

از علائم جسمی افسردگی می توان به افزایش یا کاهش اشتها، خستگی دایم، یبوست، اختلالات قاعدگی، از دست دادن یا کاهش میل جنسی، افزایش و کاهش وزن و مشکلات خواب (کم خوابی یا زیاد خوابی) اشاره کرد.

باید به خاطر داشت که افسردگی صرفاً یک احساس غم و اندوه و یا یک خلق و خوی گرفته نیست که ظرف مدت چند ساعت و یا در طول مدت چند روز بر طرف شود. انسان هایی که دارای افسردگی هستند و به عبارت دیگر از اختلال افسردگی عمده رنج می برند، از علائم و نشانه هایی که ذیلاً ذکر می گردد، حداقل پنج ویژگی از یازده ویژگی مهم افسردگی را هر روز و در تمام طول روز به مدت بالغ بر دو هفته تجربه کرده اند.

-      داشتن حالت افسرده مداوم شامل احساس غم و تهی بودن.

-     از دست دادن علاقه  نسبت به مسائل خاص و بعضی فعالیت ها و سرگرمی­ هایی که زمانی مورد علاقه بود.

-      داشتن احساس نا امیدی و بدبینی.

-      داشتن احساس گناه، بی ارزشی و ناتوانی.

-      بی خوابی، کم خوابی و یا خواب زیاد.

-      از دست دادن اشتها همراه با کاهش وزن و یا پرخوری همراه با افزایش وزن.

-      کم شدن انرژی، احساس خستگی و احساس رخوت و سستی.

-      داشتن احساس بی قراری و تند خویی.

-      دشواری در تمرکز به یاد آوردن مسائل مختلف و ناتوانی در تصمیم گیری.

-      داشتن افکاری خطرناک در رابطه با خودکشی و مرگ و یا اقدام برای خودکشی.

-    داشتن مشکلات جسمانی مداوم مانند: سردرد، سوء هاضمه و یا دردهای مزمن که به درمان های پزشکی پاسخ نمی دهد و برای آن ها هیچ علت جسمانی یافته نمی شود.

این نکته مهم را هم باید به خاطر بسپاریم که افسردگی را می توان و بایستی درمان نمود، چرا که می تواند پی آمدهای ناگواری داشته باشد.

علل ایجاد افسردگی

عوامل زیادی می توانند در ایجاد افسردگی نقش داشته باشند از جمله وراثت (ژنها)، شخصیت مستعد افراد (افراد وسواسی، احساساتی، مضطرب، انعطاف ناپذیر)، سرگذشت نامناسب زندگی (از دست دادن والدین، رفتار والدین، تنبیه شدن، سوءاستفاده های بدنی حوادث غیر مترقبه)، استرس ها و فشارهای عصبی .

الگوهای نا مناسب فکری، بیماری های مزمن جسمی و محیط نامناسب زندگی (خانه های کم نور، نمناک، دکوراسیون نامناسب و تیره، نبود وسایل فرح بخش، نداشتن تفریحات منظم، کمبود رفاه).

هر یک از عوامل فوق می تواند دلیلی بر ایجاد افسردگی باشد. خیلی از این عوامل از کنترل ما خارج است، مثل عوامل ارثی یا رویدادهای ناخواسته زندگی، ولی بسیاری از عوامل مثل کاهش فشارهای عصبی، افزایش برنامه های فرح بخش، تغییر محیط زندگی و الگوهای نامناسب فکری، قابل کنترل است که برای این مهم راهکارهایی را پیشنهاد خواهیم کرد.

درجات و انواع افسردگی

افسردگی را به طور کلی می توان به چهار درجه تقسیم کرد:

1- افسردگی خفیف  2- افسردگی متوسط  3- افسردگی شدید  4- افسردگی بسیار شدید

البته طبقه بندی های دیگری نیز برای افسردگی شده و انواع بسیاری از افسردگی شناخته شده است که درحوصله این متن نیست و فقط به چند نوع رایج اشاره می کنیم:

افسردگی دو قطبی (مانیا) (حالتی که فرد گاهی بسیار شوخ، خوشحال و پر انرژی است و گاهی افسرده و ناراحت) و افسردگی فصلی (در فصلی که نور کم است مثل پاییز و زمستان فرد حالتی افسرده دارد) افسردگی مادر شدن، افسردگی پس از زایمان و افسردگی یائسگی (سه مورد آخر به علت تغییرات هورمونی در خانم ها صورت می گیرد).

افسردگی زنان

-     از هر 4 نفر زن، 1 نفر افسردگی شدید را در مرحله ای از زندگی خود تجربه مي کند.

-     بیماری افسردگی، زنان را صرف نظر از ویژگی های نژادی قومی و یا طبقاتی، دو برابر بیش از مردان مبتلا می کند.

-     افسردگی، عامل شماره «1» ناتوانایی و فعالیت های مختلف در زنان است.

-    به طور کلی زنان متأهل بیش از زنان مجرد به افسردگی مبتلا می شوند. همچنین افسردگی در میان مادران جوانی که ناگزیر هستند تمام وقت در منزل و در کنار فرزندان خود باشند، بیشتر رایج است.

-    حداقل 90 درصد از تمامی اختلالات مرتبط با غذا خوردن، در زنان روی می دهد و به طور کلی یک ارتباط قوی بین اختلالات غذا خوردن و افسردگی وجود دارد.

-      افسردگی ممکن است زنان را در معرض خودکشی قراردهد. در حالی که تعداد بیشتری از مردان نسبت به زنان در نتیجه اقدام به خودکشی می میرند، اما تعداد زنانی که دست به خودکشی می زنند، دو برابر مردان است.

-      فقط یک پنجم از زنانی که از افسردگی رنج می برند، در پی درمان بر می آیند.

راه کارهای عملی و رفتاری برای جلوگیری و مقابله با افسردگی

-      تغییرات اساسی در نحوه زندگی و برنامه های روزمره: در این مورد به طور کلی توصیه می کنیم:

با دوستان خنده رو و شاد خود بیشتر معاشرت نمائید و از درد دل با دوستان غمگین و نا امید خودداری نمائید.

حداقل ماهی یک بار به تماشای فیلم ها و خصوصاً تئاترهای شاد بروید. (ترجیحاً با دوستان)

-     سعی کنید در هر کار حتی مشکلات لبخند بزنید و در هر کاری کمی شوخ طبعی و مزاح را چاشنی کنید.

-     نگران مشکلات و معظلات اجتماعی که قادر به تغییر آن نیستید نباشید ولی چنانچه توانایی دارید در امور خیریه شرکت کنید، این کار نوعی رضایت قلبی برای شما به ارمغان خواهد آورد.

-    فقط به جاذبه های شیرین آینده فکر کنید نه به مشکلات و دردسرهای احتمالی و بدانید در پس هر مشکلی ممکن است خیری نهفته باشد. با دوستان و همکاران برنامه ها و دوره های ساده برگزار نمائید و در آن بیشتر پیرامون موضوعات امیدبخش و آینده روشن صحبت کنید و مشکلات روحی یکدیگر را التیام بدهید.

-    احساس کسالت و بی حوصلگی را از خود دور کنید. احساس کسالت مقدمۀ بروز افسردگی است. برای اوقات فراغت خود خصوصاً غروب های جمعه حتماً از قبل برنامه ریزی کنید. رفتن به یک پیک نیک ساده و یا قدم زدن در پارک یا میهمانی که خرجی هم ندارد می تواند مفید باشد.

-     ارتباط خود را با افراد بیشتر کنید. با دوستانی که بیشتر تمایل به دیدارشان دارید صحبت کنید، حتی تلفن زدن و درد و دل با این گونه دوستان نیز مفید است. به مکان های عمومی چون نمایشگاههای مختلف، باشگاههای ورزشی، بازارها، موزه ها، زیارتگاه ها، مراکز خیریه و یا کتابخانه ها و یا هر جایی که تا حدودی باب میل شماست بروید و سعی کنید در برنامه های اجتماعی شرکت کنید.

-    نکات مثبت خود و دیگران را ببینید. به عبارتی نیمۀ پر لیوان را ببینید نه نیمۀ خالی را. پس در کنار زشتی ها زیبائی ها را هم ببینیم.هر گلی خار هم دارد ولی در کل گل زیباست.

-     جملات و عبارات دلگرم کننده را با خود تکرار کنید. مثلاً هنگام یک پیشامد ناگوار صبور باشید و با خود بگوئید «این روز نیز مانند روزهای سخت دیگر می گذرد و من دوباره به آرامش و خوشبختی خواهم رسید هر انسانی در زندگی روزهای سخت (بی پولی، بی کاری، بی خانمانی، غربت و غیره) دارد ولی دائمی نیست پس قطعاً اجازه نمی دهم چنین چیزهای موقتی،زندگی و آینده مرا تباه سازد»

-      دربارۀ آرزوها و مسایل شیرین و امیدهای خود تصاویر دلپذیری بسازید و آن ها را در ذهن خود مرور کنید و یقین داشته باشید رسیدن به آن ها دور از دسترس نیست.

-     نسبت به مشکلات زندگی واقع بین باشید. در صورت بروز مشکلی در زندگی به خود یادآوری کنید که بدتر از این نیز می توانست پیش بیاید و از اینکه مسئله موجود چندان هم فاجعه آمیز نبوده احساس خرسندی کنید. به طور کلی در هر حالتی همیشه حالت بدتر را در نظر بگیرید.

-     از مسائل و سختی های زندگی درس بیاموزید و ارزش این یادگیری را ارزشمندتر از آن سختی بدانید. هر یک از مشکلات زندگی درس هایی را برای آینده به ارمغان خواهد آورد. پس تجربه های خود از این مبارزات را کوچک نشمارید. شما با این تجارب قدرتمند خواهید شد بی شک در آینده استفاده هایی گران بها از آن خواهید کرد.

-    از تکنیک های آرامش بخش مثل مدیتیشن، یوگا و یا تکنیک­های ساده ­تر غافل نشوید این گونه حرکات را می توانید در مراکز مشاوره بیاموزید و یا از کتاب های مربوطه استفاده نمایید.دویدن ملایم، پیاده روی منظم و حتی پوشیدن لباس مناسب، خصوصاً کفش راحت نیز در ایجاد آرامش مؤثر هستند.

-    چنانچه از لحاظ اعتقادی توانایی دارید با خدای خود راز و نیاز کنید و به او توکل نمائید. آمار نشان داده کسانی که خالصانه عبادت می کنند (نماز، دعا، ذکر، تسبیح) دارای آرامش بیشتری هستند. ولی این امر در مورد کسانی که از روی تکلف و اجبار یا تزویر عبادت می کنند صحت ندارد.

-      سعی کنید اعتماد به نفس و احترام به خود را افزایش دهید.

منبع:

آتكينسون و هيلگارد،زمينه روانشناسي.


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک