(زمان خواندن: 5 - 9 دقیقه)

تروماهاي صوتي گوش

 

دكتر مرضيه خرمي نيا-پزشك عمومي

گوش عضو حسي بسيار پيچيده اي است كه عهده دار دو نوع فعاليت شنوايي و حفظ تعادل است. قسمت اعظم اين عضو در استخوان گيجگاهي جاي دارد. از نظر كالبد شناسي گوش شامل سه قسمت مي باشد:

1-گوش بيروني : كه شامل لاله گوش و مجراي شنوايي است. لاله گوش جمع آوري امواج صوتي، هدايت آنها به مجراي شنوايي و تشخيص جهت آنها را بر عهده داشته و مجراي شنوايي لوله اي به طول 3-2 سانتي متر است كه ارتعاشات صوتي از طريق آن به پرده صماخ كه در انتهاي آن قرار دارد مي رسند.

2-گوش مياني: اين قسمت از گوش، محفظه اي است استخواني كه به وسيله دو دريچه بيضي و گرد از گوش داخلي، وبه وسيله پرده صماخ از گوش خارجي جدا مي شود و نيز از طريق مجرايي بنام شيپور استاش به حلق مرتبط است. هر گاه شدت صوت از حد معيني تجاوز كند گوش داخلي صدمه خواهد ديد.

3-گوش داخلي: گوش داخلي به علت داشتن پيچ و خم هايش به لابيرنت موسوم شده و عمل آن از نظر شنوايي اين است كه ارتعاشات صوتي را به ياخته هاي شنوايي برساند و آنها را به تكانه هاي عصبي تبديل كند. گوش داخلي شامل 3 بخش دهليز، مجاري نيمدايره و حلزون مي باشد. دهليز و مجاري نيمدايره مخصوص عمل تعادل و حلزون ويژه عمل شنوايي است.

تروما هاي لاله گوش:

ممكن است در هنگام نزاع ، تصادفات اتومبيل و يا در ميادين ورزشي يا جنگي آسيب ببيند . اگر لاله گوش كنده شده باشد ، با قرار دادن آن در سرم فيزيولوژيك سرد و تجويز مواد ضد انعقادي در دوران بعد از جراحي ، ممكن است بتوان آن را با موفقيت پيوند زد . پارگي هاي لاله گوش را كه پوست ، پري كندريوم و غضروف را در بر گرفته اند ، مي توان لايه به لايه دوخت . به علت خطر پري كندريت، غضروف نبايد بخيه زده شود .

هماتوم ساب پري كندريوم ممكن است در اثر ضربه به گوش كه بيشتر از همه در كشتي گيران رخ مي دهد ، به وجود آيد . اين هماتوم ها اغلب در سطح قدامي لاله گوش قرار دارند و محل آ نها بين غضروف و پري كند ريوم است . در اين موارد يك برجستگي ارغواني رنگ در گوش ايجاد مي شود . خطر اصلي اين هماتوم ها، نكروز آواسكولرا غضروف و تغيير شكل لاله گوش است ، زيرا خون رساني غضروف از طريق عروق پري كند ريوم تامين مي شود . هماتوم ها همچنين محلي شايع براي عفونت هستند . اگر اسكار يا تخريب غضروف شديد باشد ، گوش گل كلمي ايجاد مي شود . شايع ترين علت اين حالت ، وارد آمدن آسيب هاي مكرر به گوش است .

هماتوم مجاري شنوايي خارجي :

ايجاد هماتوم درقسمت استخواني مجرا بسيار آسان است و حتي با محكم كشيدن يك آپليكاتور پنبه اي حين پاك كردن گوش ممكن است هماتوم ايجاد شود . از طرف ديگر مخاط پوشاننده قسمت غضروفي مجرا ضخيم بوده و نسبت به تروما حساس نمي باشد . معمولا“ هماتوم مجراي گوش نياز به درمان ندارد، مگر اينكه درد شديد باشد كه در اين صورت مي توان هماتوم را آسپيره كرد و يك مش داخل مجرا قرار داد.

تروماهاي پرده صماخ:

حين پاك كردن گوش ، احتمال آسيب اپي تليوم قسمت استخواني مجراي شنوايي بيشتر از احتمال آسيب پرده صماخ مي باشد . ضربات وارده به گوش، يك انفجار و يا يك سيلي محكم ممكن است به سادگي پرده صماخ را پاره كند و باعث درد شديد و كاهش شنوايي شود . شيرجه به داخل آب نيز ممكن است باعث اين حالت شود . گاهي سرگيجه و وزوز گوش نيز بروز مي كند .يكي ديگر از علل شايع آسيب پرده صماخ تروماي فشاري است . نمونه اين نوع تروما ممكن است در هنگام فرود سريع هواپيما رخ دهد . در اين موارد معمولا“ پرده صماخ سوراخ نمي شود ، اما گاهي اكيموز شديد بر روي آن ايجاد مي شود . خون ريزي به داخل حفره تمپان كه يكي ديگر از نتايج نسبتا“ شايع تروماي فشاري است ، سبب آبي رنگ شدن پرده صماخ مي شود .

درمان :

پارگي پرده صماخ با قراردادن يك پنبه استريل درمنفذ گوش درمان مي شود . هيچ گونه شستشو و يا دست كاري گوش لازم نيست ، مگر در صورتي كه پارگي وسيع بوده ، نزديك شدن لبه هاي پارگي امكان پذير نباشد . در موارد فوق يك قطعه ژلفومgelfoamدرون گوش مياني قرار داده مي شود و لبه هاي پارگي روي آن به هم نزديك مي شوند . 90 درصد پارگي هاي تروماتيك پرده صماخ بعد از چند روز تا چند هفته خودبخود بهبود مي يابد. به طور شايع براي درمان عفونت و ترميم پرده صماخ، اعمال جراحي تمپانوپلاستي و گاهي ماستوييدكتومي ضرورت پيدا مي كند . بعلت وجود سوختگي و اسكار ناشي از آن و همچنين احتمال باقي ماندن جسم خارجي ، اعمال جراحي هميشه با موفقيت همراه نمي باشد .

تروماي گوش مياني :

در موارد زيادي پارگي هاي پرده صماخ همراه با شكستگي يا دررفتگي استخوانچه هاي گوش مياني است . شايع ترين فرم ضايعات تروماتيك گوش مياني ، در رفتن استخوان سنداني از مفصل آن با استخوان ركابي است. دومين حالت شايع نيمه در رفتگي استخوان ركابي و يا شكستگي استخوان ركابي به داخل وستيبول ( كه معمولا“ با سرگيجه و كاهش شنوايي ازنوع حسي – عصبي همراه است) مي باشد . در صورت عدم وجود آسيب حسي – عصبي ، نتايج حاصل از ترميم جراحي اختلالات تروماتيك عموما“ عالي خواهد بود .

كاهش تروماتيك شنوايي در اثر صدا:

صداي انفجار ممكن است موجب يك كاهش شنوايي حسي – عصبي شديد شود . اين نوع كاهش شنوايي معمولا“ برگشت ناپذير است ، اما چند هفته بعد از آن ممكن است مقداري بهبودي رخ دهد.

تيراندازي با سلا ح هاي سبک و سنگين در گوش تيرانداز در ميدان هاي مشق نظامي، انفجار گلوله هاي توپ و خمپاره در جبهه هاي نبرد، بمباران و پرتاب راکت به مناطق مسکوني منجر به سلسله عوارض جبران ناپذير در گيرنده هاي حسي گوش داخلي مي شود. آثار مخرب موج انفجار، گذشته از آشفتگي هاي رواني و جسمي ديگر در گوش به شکل معضلا ت توان فرسايي همچون وزوز گوش، از کارافتادگي شنوايي درمي آيد.

در ضربه صوتي ممکن است، يک گوش از گوش ديگر بيشتر صدمه ببيند. به طور مثال در جريان يک تيراندازي راست دست، شانه راست به عقب رانده شده و گوش چپ نزديک تر به دهانه تفنگ واقع مي شود و در نتيجه بار آسيب وارده در اين گوش بيشتر خواهد بود.

گاهي به رغم انفجار مهيب، پرده صماخ ممکن است سالم بماند و تنها عارضه مرضي برجستگي عروق خوني در آتيکويا در طول دسته استخوانچه چکشي باشد. ممکن است مناطق خون ريزي دهنده در پرده صماخ نتيجه خون ريزي زير اپي تليال باشد.

استخوانچه ها ممکن است در هم گسيخته شود. دررفتگي مفصل سنداني رکابي- جابجايي پدال رکابي از دريچه بيضي و تشکيل فيستول در دريچه گرد يا بيضي از حوادث رايج ضربه انفجاري مي باشد.

شکستگي استخوانچه اي، مانند شکستگي استخوانچه ركابي گزارش شده است، خون يا مايع ممکن است در فضاي گوش مياني جمع شوند بيمار معمولا وزوز گوش دارد و به طور موقت کر مي شود. سرگيجه موقتي ممکن است وجود داشته باشد. البته سرگيجه وضعيتي خوش خيم گزارش شده است.

سرگيجه تيپ منيير با سابقه ضربه صوتي در جبهه جنگ يا در اثر تيراندازي هاي مکرر در نظاميان عارضه اي شايع است .

وضعيت شنوايي پس از تقليل تماس با سر و صدا

مطالعه اي برروي بيماراني كه به مدت چهار سال پس از سابقه ضربه صوتي حاد ،که دچار تغيير دايم آستانه شنوايي بودند نشان داد ، گروهي از بيماران که پس از عارضه به تيراندازي ادامه دادند شدت ضربه صوتي در آنها فزوني يافت در حالي که در آنهايي که از تيراندازي معاف شده بودند طي سال اول تغييرات شنوايي اعم از بهتر شدن يا بدتر شدن به مرحله نهايي خود وارد مي شد ولي پس از يک سال ديگر وضعيت ثابتي پيدا مي کرد .

پيشگيري ازصدمات ناشي از موج انفجار

از طريق به کار بردن عوامل ايمني مي توان خطر موقعيت رزمنده را در برابر موج انفجار چه از وضع شليک سلا ح هاي سبک و سنگين و چه در برابر موج انفجار ناشي از گلوله هاي دشمن تقليل داد و اين از طريق کاربرد محافظ شنوايي يا به شکل توپي (Earplug) يا به شکل گوش بند (Earmuff) امکان پذير است.

از ميان توپي هاي گوش ،توپي موسوم به غير طولي (earplug Nonlinear) بيشتر در عمليات نظامي و جبهه هاي نبرد به کار مي رود که داراي منافذ کوچک است و گوش را از شدت صداهاي انفجار محافظت مي کند در عين حال صداهاي با شدت پايين مانند صداهاي تکلم را از خود عبور مي دهد.

گوش بند شامل دو عدد کلا هک مي باشد که روي گوش را مي پوشاند يک بست نرم با سطوح نامنظم که روي لا له گوش را کيپ مي گيرد و يا انباره شامل موادي که از تشديد ايست امواج صوتي در درون گوش ممانعت مي کند و يک فنر که گوش بند را در دو طرف سر ثابت مي نمايد.

بعضي از سيستم هاي محافظ شنوايي به صورت کلا هک هايي درون کلا ه خودهاي مخصوصي تعبيه شده اند. اين کلا ه خودها در حقيقت در برابر برخورد تصادفات وارده به جمجمه ضربه گير است .

حفاظت افراد کادر نظامي در برابر تروما هاي صوتي

افرادي که کم شنوايي انتقالي دارند، خود عارضه به مثابه يک عامل محافظ شنوايي در جهت تقليل شدت صدا عمل مي کند.

البته كساني كه پرفوراسيون وسيع پرده صماخ دارند و صندوق صماخ کاملا آکار بوده گوش داخلي در معرض صدمات صوتي قرار مي گيرند از اين قاعده مستثني هستند. تاکيد بر روي افرادي است که زمينه کم شنوايي حسي عصبي دارند يا در برابر حوادث قبلي ضربه صوتي آثاري از صدمات را در گوش نشان مي دهند از اعزام چنين افراد به تمرينات تيراندازي و مناطق رزمي به طور جدي بايد اجتناب کرد.

منابع:

1- کتاب جراحی گوش و حلق و بینی کامینگز ، چاپ چهارم ، سال 2005   

2- کتاب گوش و حلق و بینی دیویس 1990 

3- کتاب اسنشیل گوش و حلق و بینی ، چاپ هقتم ، سال 1999


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک