(زمان خواندن: 3 - 5 دقیقه)

فیشر

 

مترجم:

مریم گلشاهی: کارشناس پرستاری.

تحت نظر آقای دکتر عبدالرسول حیات بخش

مقدمه

از بیماریهای آنورکتال (كه به بيماري هاي كانال مقعد و راست روده اطلاق مي شود)، خوش خیم شقاق (فیشر)، آبسه، فیستول و همورئید شایع می باشند. از آنجایی که اغلب ناراحتی های آنورکتال به همورئید نسبت داده می شوند، تخمین و تعیین شیوع یک ناراحتی خاص در این زمینه مشکل می باشد. به هر حال شیوع بیماری در کل افراد احتمالا از آنچه در کلینیک ها دیده می­شود خیلی بیشتر است چرا که اکثر بیماران با علائم آنورکتال بدنبال درمان آن نمی باشند.

تعریف

فیشر مقعدی یک پارگی درآستر مخاطی کانال مقعدی و پائین خط دندانه ای آن می باشد که اکثرا در خط وسطی پشتی مقعد (posterior) اتفاق می افتد. اکثر زخم های مقعدی توسط آسیب موضعی به کانال مقعد ایجاد می شود: معمولا بعد از خروج مدفوع سفت از مقعد.

زخم های مقعدی همچنین در بیماران مبتلا بهleukemia,Crohn Diseaseنیز دیده می شود. به محض ایجاد فیشر چرخه­ای آغاز می شود که منجر به آسیب مکرر می گردد. عضله اسفنکتر داخلی که در زیرپارگی قرار دارد، دچار اسپاسم می شود و علاوه بر ایجاد درد شدید اسپاسم لبه زخم را از یکدیگر دور می کند و فشاري که باعث آسیب رساندن به فرآیند درمان زخم می شود ترمیم فیشر را مختل می کند. همچنین اسپاسم منجر به پارگی بیشتر غشاء مخاطی در هنگام عبور و حرکات مدفوع موجود در روده می شود. در بعضی از بیماران این تکرار سیکل منجر به پیشرفت بیماری به یک زخم مقعدی مزمن می شود.

تشخیص بیماری:

فیشر بطور معمول از روی سوابق بیمار قابل تشخیص می باشد. بیماران مبتلا از نوعی درد در هنگام عبور مدفوع از روده شان صحبت می کنند. عبور مواد دفعی ممکن است همراه با خونریزی جزئی، در حد مقدار کمی خون، در سطح مدفوع یا گاهی چند قطره خون بعد از اجابت مزاج باشد. برخی از بیماران از خارش و یا سوزش اطراف مقعد شکایت دارند. بهترین راه تشخیص فیشر معاینه فیزیکی می باشد. یک فیشر حاد به عنوان یک پارگی تازه ظاهر می شود. یک پارگی مزمن بر لبه های برجسته بوجود می آورد که الیاف سفید افقی ماهیچه های اسفنکتر داخلی را در خود نمایان می سازد. پاره گیهای فیشر مزمن اغلب به همراهSkin Tagدر سمت پایین و هیپروتروفی در بالا همراه است. پارگی های عود کننده و آنهایی که به درمان پاسخ مناسبی نمی دهند و همچنین پارگی هایی که در خارج از محدوده خط میانی قدامی یا خلفی رخ می دهند باید مورد بررسی و تشخیص اساسی و اصولی قرارداده شوند، بویژه در بیماری (Crohns) این مورد بیشتر دیده شده است. معاینه توشه رکتال (TR) برای تشخیص ممنوع است و تنها نگاه کردن تشخیصی می باشد. انجام سیگموئیدوسکوپی برای بیماران زیر 50 سال که سابقه بیماری سرطان روده درخانواده شان دیده می شود منطقی و ضروری است. در بیماران بالای 50 سال کلونوسکوپی توصیه شده است. بیمارانی که پارگی های نابهنجار یا دیگر شواهد بالینی محتمل بر داشتن بیماری (Crohns) را دارند باید کلونوسکوپی انجام شود. بیمارانی که فیشر غیر معمول یا دیگر تظاهرات بالینی دارند که شک به بیماری کرون را برمی انگیزد باید کلونوسکوپی کامل انجام دهند.

درمان:

اهداف درمان شامل از بین بردن چرخه اسپاسم اسفکتر و ترمیم پارگی غشاء مخاطی مقعد می باشد. درمان داروئی و عمل جراحی (برای موارد مقاوم به درمان داروئی) که انجام می شود در اکثر بیماران موفقیت آمیز بوده است.

درمان داروئی:

روش مرسوم درمان داروئی شامل سه قسمت می شود: شل کردن اسفکترهای داخلی، ایجاد و حفظ مسیر غیر آسیب زا، عبور مدفوع و کاهش درد. این اهداف توسط درمان با فیبر که مدفوع را نرم و به حالت شکل دار نگه می دارد قابل دستیابی است، و نشستن در آب گرم که بدنبال اجابت مزاج می تواند التیام بخش باشد.

نیتروگلیسرین موضعی:

در یک بررسی مشخص شد که افزایش جریان خون موضعی و کاهش فشار در ماهیچه اسفنکتر داخلی ممکن است بیشتر به روند بهبود کمک کند، و افرادی که با نیتروگلیسرین موضعی درمان شده بودند بهتر شدن وضعیت درد و کاهش فشار در مقعد را نشان دادند. اصلی ترین عارضه جانبی سردرد بود که 10 تا 15 دقیقه پس از مصرف ظاهر شده و بیش از 30 دقیقه طول نکشید.

سم بوتولیسم:

سم بوتولیسم یک بازدارنده قوی در آزاد سازی استیل کولین از پایانه های عصبی می باشد؛ و بطور موفقیت آمیزی در دهه های اخیر برای درمان اختلالات مشخص استاستیک ماهیچه های اسکلتی از قبیل انقباض غیر عادی پلک، و کجی مادرزادی گردن، و همچنین اخیرا در درمان آشالازی بکار می رود. تزریق سم بوتولیسم بداخل ماهیچه اسفنکتر مقعدی قادر به بهبودی وضع بیماران مبتلا به پارگی مزمن مقعدی می باشد. در یک مطالعه بر روی 30 بیمار با وضعیت پارگی مزمن مقعدی که از تزریق سم بوتولیسم 25 درصد استفاده شده بود، پس از 2 ماه اکثر بیماران به مقدار قابل ملاحظه ای بهبود یافتند. 4 نفر از بیماران به تزریق دوباره نیازپیدا کردند و یکی از بیماران کنترل خروج گاز روده را موقتا از دست داد. چندین مورد عدم کنترل خروج مدفوع پس از درمان هم در بعضی از تحقیقات دیگر گزارش شده است.

یک نتیجه معقول این است که هر دو نوع درمان برای اولین خط درمانی قابل قبول می باشند. گزینه های دیگر برای درمان می تواند در بیمارانی که به روش های قبلی پاسخ نداده اند مورد استفاده قرار گیرد؛ یا حتی براي کسانی که درمان موجود را نمی توانند تحمل کنند، بوتیلینوم توکسین تا حدودی موثر به نظر می رسد. اما میزان عدم کنترل غیر ارادی مدفوع بصورت خفیف در آن بیشتر است، چرا که بوتیلینیوم بیشتر تهاجمی بوده و با ریسک عدم کنترل خفیف مدفوع بیشتر همراه است.

منبع: 1/19uptodate


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک