(زمان خواندن: 5 - 9 دقیقه)

كارآفريني نياز  امروز ، رفاه فردا

 

محمد رضا خورسندي- كارشناس مديريت دولتي

مقدمه

امروزه با فارغ التحصیل شدن تعداد بسیار زیادی دانشجو، مشکل بیکاری، از دست دادن شغل (و پیامدهای ناگوار اجتماعی، اقتصادی و روانی آن)، انفصال خدمت تعدادي از افراد جامعه (بازنشستگی- بازخریدی و...)،و بدست آوردن وجه قابل توجه یا پیشنهاد جذاب  سرمایه گذاری،ضرورت ایجاد کسب و کار و کارآفرینی در جامعه بیشتر احساس می شود.

با توجه به کوچک شدن دولت و کاهش وضعیت استخدام در سازمان ها و شرکت های دولتی و همچنین تفاوت بین میزان صادرات و واردات (و ورود کالاهای نامرغوب خارجی)هر شهروند ایرانی را به فكر پيرامون این نکته وامی دارد که کی می توان از اقتصاد تک محصولی (نفت) خودمان را نجات دهیم، و با اقتصادی چند محصولی و پويا خود را از وابستگی برهانیم. این دغدغه مسولان را واداشته تا با الگو برداری از کشورهای خارجی و بومی سازی آن در کشور، حتی الامکان این گره کور را باز کنند.

تعريف

واژه کارآفرینی از ریشه فرانسویEntreprendreگرفته شده است که مفهوم تعهد کردن کاری را در برمی گیرد.

کارآفرین کسی است که: تعهد می کند تا سازماندهی و مدیریت کسب و کار جدیدی را توام با ریسک بپذیرد( ص 45 کتاب مبانی کارآفرینی تالیف دکتر محمود احمد پور داریانی). در اوایل قرن 16 میلادی کارآفرین به کسانی که به ماموریت های نظامی اعزام می شدند اطلاق می شد. در قرن 17 اين واژه کاربرد بیشتری پیدا کرد و فعالیتهای مهندسی، مثل امور ساختمانی و سنگرسازی را نیز شامل شد. در قرن 18 این اصطلاح برای فعالیتهای اقتصادی نیز به کار گرفته شد.

کارآفرینی موضوعی میان رشته ای است که رشته هایی مثل جامعه شناسی، مدیریت، روانشناسی، و اقتصاد و... در تکامل آن نقش اساسی داشته است. ژآن باتیست سه، اولین کسی بود که بر نقش حیاتی کارآفرینان در بسیج منابع اقتصادی بر اساس اصول بهره وری تاکید کرد.

ژوزف شومپیتر (که به او پدر کارآفرینی گویند) کارآفرینی را موتور محرکه توسعه اقتصادی می داند  و از آن تحت عنوان تخریب خلاق یاد می کند؛ یعنی کارآفرین تعادل ایستا را در اقتصاد تخریب، و تعادل پویایی را که لازمه توسعه اقتصادی است ایجاد می کند.

كار آفريني از ديد گاههاي مختلف

*مطالعه کارآفرینی از دید روان شناسی به بررسی صفات و خصوصیت های شخصیتی کارآفرینان می پردازد.

*جامعه شناسان و مردم شناسان تلاش هايي در برسي  نقش فرهنگ و روابط اجتماعی و گروه بندی های اجتماعی مثل مذهب، نژاد و... و تاثیر آنها بر فعالیتهای کارآفرینانه انجام داده اند.

تعاريف مختلف كار آفريني

*پیتردراکر:"کارآفرینی بهره برداری از فرصتها برای ایجاد تغییراست و کارآفرین همواره بدنبال تغییر، پاسخ دادن به آن و بهره برداری از آن به عنوان یک فرصت است".

*ژوزف شومپیتر: "کارآفرین فردی است که ترکیبات جدیدی را در تولید ایجاد می کند و کارآفرینی عبارت است از عرضه کالاهایی جدید، روشی جدید در فرآیند تولید، ایجاد بازاری جدید، یافتن منابع جدید و ایجاد هر گونه تشکیلات جدید در کسب و کار".

*دکتر احمد پور مقیمی:" کارآفرین فردی است که دارای ایده و فكر جدید می باشد و با بسیج منابع از طریق فرایند ایجاد یک کسب و کار (الکترونیکی، اینترنتی، خانگی و...)کوچک و متوسط که توام با مخاطره مالی و اجتماعی و حیثیتی است محصول و خدمت جدید به بازار عرضه می کند".

دونوع کارآفریني وجود دارد: مستقل و سازمانی

 مستقل:  كار آفرين فردی که در آن موسسه اقتصادی ( کسب و کار) را سازماندهی و اداره می کند.

سازمانی: فرآیندی حقيقي است که  طي آن خدمات (محصولات یا فرآیندهای نوآورانه) با خلق فرهنگ کارآفرینانه دریک سازمان ایجاد می شود.

 در اين فر آيند سازمان محیطی فراهم می کند تا اعضاء بتوانند در امور کارآفرینی مشارکت کنند، و طی آن محصولات یا خدمات جدید را به ظهور برسانند.  

  تفاوت کارآفرین با مدیر:

 مدیر واحد کسب و کار را اداره می کند، ولی کارآفرین با نگاه فرصت گرایانه، واحد کسب و کار را راه اندازی می کند.

پس هر کارآفرینی مدیر است، ولی هر مدیری کارآفرین نیست؛ چون مسوولیت کارهای مربوطه به ایجاد کسب و کار را به عهده دارد.

مدیران در گذشته زندگی می کنند و علاقه بیشتر به ثبات دارند، اما کارآفرینان درآینده زندگی می­کنند و علاقه به تغییر دارند و فرصت گرایند.

نقش و کارکرد کارآفرینی

1- ارآفرینی موجب گردآوری پس اندازهای عمومی بی هدف و سرگردان شده و تشکیل سرمایه را بهبود می بخشد.

2- کارآفرینی موجب اشتغال در مقیاس وسیع می شود و مشکلات بیکاری را کاهش می دهد.

3- کارآفرینی به توسعه متوازن منطقه ای منجر می شود.

4- کارآفرینی باعث کاهش تمرکز اقتصادی در جامعه می شود.

5- کارآفرینی موجب توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی بصورت عادلانه در جامعه می شود.

6- کارآفرینی منابع، مهارتها و سرمایه های سرگردان را به تحرک وامی دارد.

7- کارآفرینی کیفیت زندگی را بهبود می دهد و با  خلاقیت و ابداع موجب تولید تکنولوژی و ماشین آلات بهتر  وبرترمی شود و ارائه خدمات و محصولات جدیدتر را در پی دارد.

8- کارآفرینی تجارت خارجی که جز مهمی از توسعه اقتصادی کشورهاست را ارتقا می دهد.

9- کارآفرینی موجب افزایش سود اجتماعی از طریق دولت می شود؛( با افزايش درآمد از طریق دریافت مالیات، واگذاری پروانه و حقوق گمرکی و ....).

ویژگی های کارآفرینان

 اين ويژگي ها شامل دو رويكرد مي باشد: الف- رويكرد صفاتي ب- رويكرد رفتاري

الف- رويكرد صفاتي

1- حالات مثبت ذهنی: آدمی حالت هایی دارد که نیرو بخشند، مثل: اعتماد، قدرت درونی،ایمان، شادی عشق، و...و حالتهایی دارد که فلج کننده اند، مثل: افسردگی، ترس، اضطراب، ابهام و...

2- نیاز به موفقیت: فردي که نیاز به موفقیت در او در حد بالایي باشد در جستجوی عملکرد بالاتر است، از مسائل و اهداف چالشی لذت می برد، و پشتکار و روحیه رقابتی در فعالیتهای کاری دارد.

3- تمایل به ریسک و مخاطره: کارآفرینان اشخاصی اند که میانه رو هستند و حساب شده ریسک می کنند.

4- گرایش به خلاقیت و نوآوری: خلاقیت پیش نیاز نوآوری است. شومپیتر اعتقاد دارد که خلاقیت روحی است که در کارآفرینی دمیده می شود و نوآوری فرآیند کارآفرینی است.

5- روحیه شکست ناپذیری: کارآفرینان معتقدند که چیزی به نام شکست وجود ندارد و آنچه بدست می آید تنها نتیجه است. نتیجه شکست يا پيروزي تجربه ای است که بر میزان شناخت آنان افزوده است.

6- مرکز کنترل درونی: حوادث مرتبط با زندگی خود را کنترل می کنند و صفات درونی آنها تعیین می کند که در یک موقعیت چه اتفاقی خواهد افتاد.

7- نیاز به استقلال: عاملی است که سبب می شود تا کارآفرینان به اهداف و رویاهای خود دست یابند.

ب)رویکرد رفتاری

بر فعاليتهاي كار آفرين تاكيد دارد

مثل: تعداد شغلهای قبلی، تحصيلات، سن، شرایط زندگی، و تجربه وحمایتهای جانبی از سوی خانواده را شامل مي شود. اکثر کارآفرینان در کودکی یاد گرفته اند که خودشان لباس بپوشند، و در وقت فراغت کاردستی درست کنند. آموزش کودکان برای اتکاء به خود،استقلال در تصمیم گیری و سخت کوشی در سنین پایین،رابطه مستقیمی با پرورش روحیه کارآفرینی دارد.

کودکان چيني در سنین پايين با موضوعاتی مثل فروش، شمارش پول، پول خرد کردن، تحویل کالا و ... آشنا می شوند، و والدین  آنها را در تعطیلات به بازار می برند تا هم به عنوان تفریح (اوقات فراغت)و هم تعلیم، با کسب و کارها آشنا شوند .افرادي كه يكي از والدين  يا هر دوي آنها را از دست داده اند داراي استقلال بيشتر و قدرت پذيرش ريسك بالاتري هستند، همچنين افرادي كه در شغلهاي  مختلف  اطلاعات  بيشتري دارند ،در كار آفريني موفق ترند. حمايت و عدم حمايت هاي مالي واقتصادي، فكري، روحي و رواني خانواده تاثير بسزايي در شكل گيري شخصيت كار آفرين دارند.

تحصیلات: درگذشته محققان یافته بودند که آموزش و تحصیلات تاثیر کمتری برای کارآفرینان دارد، اما با ورود به عصر اطلاعات و رشد فناوری، آموزش اهمیت خاصی پیدا کرده است؛ قبلا گفته می شد که مديريت و كار آفريني هنري ذاتی است، اما امروزه از آن به عنوان رشته ای علمی یاد می شود که دارای فرضیات، مدل هاو فرآیندهاست .

ویژگی های تجربی: از عوامل مهم برای تصمیم فرد برای کارآفرین شدن می توان به داشتن تجربه کاری در حرفه یا یک شغل اشاره کرد و یا همنشینی با افرادی است که داراي تجربيات و سوابق (موفق يا نا موفق)كاري هستند. اگر کسی بخواهد موفق شود باید افراد موفق شده را الگو قرار دهد وگرنه، باید هزینه و یا زمان اضافه صرف کند.

علل عدم تمایل به كسب و کار و کارآفرینی

خلاء برنامه ریزی کاربردی جامع و بلند مدت، حاکم بودن فرهنگ خودخواهی و منیت، تمایل به کار کمتر و یک شبه پولدار شدن، فرهنگ برنده بازنده ( برد دیگری را باخت خود دانستن)، نبود فرهنگ کار گروهی و تیمی،  فرهنگ ناامیدی و ناباوری، شانس باوری (اعتقاد به بد شانسی خود و خوش شانسی دیگران)، وجود حس بی عدالتی در تفکر، عدم حمایت رسانه های جمعی در تبلیغ برای سخت کوشی و کارتیمی، و بجای آن تبلیغ به قهرمان پروری و تجمل گرایی، وجود بازارهای مالی ناکارآمد و عدم نظارت دقيق بر كارشان (موسسات مالی و اعتباری هر روز مثل قارچ سردرمی آورند و سرمایه اندک افراد را که می تواند با تولید در بازار سرمایه (بورس) صرف ساختن و آبادانی جامعه شود از گردونه خارج می کنند و با دادن سود هاي قطعي، ايجاد انگيزه منفي براي كار آفريني مي كنند)، ترس از ناشناخته ها و تغییرات، عدم هماهنگی با فن آوری های روز و عدم اطلاع از سرعت تغییرات تکنولوژیک، عدم بومی سازی الگوهای کسب و کار خارجی، عدم حمایت دولت در بعضی مقاطع و مراحل، و عدم شناخت وتحليل بازارها ي خريدو فروش كالا و خدمات و....، .از علل عدم تمايل افراد به كار آفريني مي باشند.

مزایای ایجاد کسب و کارهای کوچک

1- استقلال، 2- امنیت شغلی ( ترس از اخراج ندارد)، 3- اشتغال خانوادگی 4- امکان تغییر سریع و هم گام شدن با تغییرات در مقایسه با شرکتهای بزرگ، 5- امکان دریافت خسارت کمتر در صورت بروز اشتباه در تصمیم گیری در مقایسه با کسب و کارهای بزرگ.

منابع:

1- مبانی کارآفرینی،  احمد پورداریانی-  محمد مقیمی. مشهد: سریرا، 1387.

2- مقدمه اي  بر كار آفريني ،تاليف : هياًت نويسندگان،ترجمه:سيامك نطاق www.kar afarin.com.


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک