ارتباط با ما : info@behrazm.ir

آناتومی ناحیه لگن و کبد

 

 ناحیه لگن :

اناتومی لگن و کبد4

 

پلویسPelvisیا لگن یک ساختمان حلقوی شکل است که در پایین تنه قرار گرفته و ارتباط اندامهای تحتانی را با تنه برقرار می‌کند. لگن از بالا به ستون فقرات و در پایین به استخوان‌های ران مفصل می‌شود. وظیفه لگن در واقع انتقال نیروهای وزن از تنه به هر دو اندام‌های تحتانی است. همچنین در موقع نشستن، نیروی وزن تنه مستقیماً از طریق لگن به زمین وارد می‌شود. لگن همچنین حاوی ارگان‌های گوارشی و تولید مثل بوده و عروق و اعصاب مهمی از آن عبور کرده و از تنه به اندام تحتانی می‌روند.

پلویس از سه استخوان تشکیل شده است. دو استخوان کاملاً هم شکل ولی قرینه و به شکل نیم دایره به نام استخوان‌های بی نامInnominate boneدر کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند تا قسمت اعظم این ساختمان حلقوی را تشکیل دهند. این دو استخوان در قسمت جلو به یکدیگر نزدیک شده و یک مفصل را تشکیل می‌دهند که به آن سمفیز پوبیسPubic symphysisمی گویند.

 حفره استابولوم از کنار هم قرار گرفتن سه استخوان ایلیوم، ایسکیوم و پوبیس درست شده است.

هر استخوان بی نام خود از سه قسمت به نام‌های ایلیومIlium، ایسکیومIschiumو پوبیسPubisتشکیل شده است. این سه قسمت در بچه‌ها در واقع سه استخوان جدا هستند که در کنار هم قرار گرفته و در بین آنها صفحه رشد قرار گرفته است. در زمان بلوغ این سه استخوان کاملاً به یکدیگر می‌چسبند و یک استخوان بی نام را درست می‌کنند. استخوان پوبیس در جلو یا قدام قرار گرفته و از دو قسمت (راموس فوقانی و راموس تحتانی) درست شده است. استخوان ایلیوم قسمت پشتی یا عقبی استخوان بی نام است و قسمت ایسکیوم در پایین استخوان بی نام است. در موقع نشستن، قسمتی که با زمین تماس دارد ایسکیوم است.

در قسمت پشت بین این دو، استخوانی مثلثی شکل به نام استخوان خاجی یا ساکرومSacrumقرار گرفته است. استخوان ساکروم در واقع پنج مهره هستند که به یکدیگر چسبده و یک استخوان را درست کرده‌اند. در پایین ساکروم، استخوان دنبالچه به آن مفصل شده است. استخوان ساکروم از بالا به مهره پنجم کمری متصل می‌شود و یک دیسک بین مهره‌ای در بین آنها قرار دارد. استخوان ساکروم در دو طرف با قسمت ایلیاک استخوان بی نام مفصل می‌شود. به این دو مفصل، مفاصل ساکروایلیاکSacroiliac jointمیگویند. مفصل ساکروایلیاک از نوع آمفی آرترودیال بوده و حرکت بسیار کمی دارد.

همانطور که گفته شد قسمت‌های پوبیس استخوان‌های بی نام دو طرف در قسمت جلو به یکدیگر نزدیک شده و در بین آنها یک ساختمان غضروفی فیبری مانند منیسک زانو قرار می‌گیرد. کنار هم قرار گرفتن دو استخوان پوبیس و این غضروف را سمفیز پوبیس می گویند. سمفیز پوبیس در واقع مفصل بین دو استخوان پوبیس است. این مفصل از نوع آمفی آرترودیال بوده و حرکت بسیار کمی دارد. در ماههای آخر بارداری در خانم‌ها، غضروف سمفیز شل شده و دو استخوان پوبیس بیشتر از هم فاصله می‌گیرند تا حلقه لگن برای عبور بچه در حین زایمان گشادتر شود.

حفره استابولوم قسمتی از استخوان بی نام است که با نزدیک شدن به سر استخوان ران، مفصل ران را درست می‌کند. مفصل ران پلویس را به اندام تحتانی متصل می‌کند. حفره استابولوم دقیقاً در محل اتصال سه قسمت ایلیوم، ایسکیوم و بوبیس استخوان بی نام قرار دارد.

 

 کبد :

 

اناتومی لگن و کبد5

 

نام لاتین عضو :Liver

وزن تقریبی : 1500 گرم

کبد (Liver) عضوی مثلثی شکلی است که در جلوی معده و در پشت دنده‌ها در قمست فوقانی و راست شکم قرار دارد. کبد بزرگترین و پیچیده‌ترین عضو بدن است که حدود 1500 گرم وزن دارد و به 4 لوب تقسیم می‌شود که لایه نازکی از بافت پیوندی هر لوب را در بر گرفته که به داخل لوبها نفوذ می‌کند و لوب‌ها را به بخش کوچکترین بنام لوبول تقسیم بندی می‌کند و هر 2 دقیقه یکبار همهی خون بدن از این لوبولها عبور می‌کند.

کبد عضوی است که به دلیل مقدار زیاد خون رنگ آن قرمز مایل به سیاه است.

خون کبد معمولاً از 2 منبع است:

1. حدود 75% خون از طریق ورید پورت وارد کبد می‌شود که از دستگاه گوارش تخلیه می‌شود و غنی از مواد مغذی است.

2. بقیهی آن به وسیلهی شریان کبدی وارد کبد می‌شود که غنی از اکسیژن است.

این 2 منبع خونرسانی در نهایت شاخهی انتهاییشان به هم می‌پیوندندو تشکیل سینوزوئیدهای کبدی را می‌دهد که این سینوزوئیدها پس از خونرسانی به کبد به درون وریدچه های واقع در مرکز لوبولهای کبدی تخلیه می‌شوند و ورید مرکزی نامیده می‌شود. این وریدهاای مرکزی به هم ملحق می‌شود و ورید کبدی را تشکیل می‌دهد که در نهایت خون ورید کبدی به ورید اجوف تحتانی تخلیه می‌شود.

سلول‌های کبدی هپاتوسیت ها می‌باشند و بقیه آنها شامل سلولهای : کوپفر، اقماری (satellite) و سلولهای ذخیره کننده ی چربی است.

ساختمان هپاتوسیت ها شش ضلعی است (همانند کندو عسل). خون شریان کبدی و ورید پورت از ناحیه ی 1 به آسینوس وارد شده و پس از عبور از سینوزئیدها به ورید کبدی انتهایی ناحیه 3 جریان می‌یابد و در نهایت به صورت ورید فوق کبدی به ورید اجوف تحتانی می‌ریزد.

سلول‌های کوپفر نقش بیگانه خواری دارند که جزء سیستم رتیکولو اندوتلیال هستند و وظیفهی اصلی آنها به دام انداختن مواد خاصی است که از طریق ورید پورت آورده می‌شوند.

 عملکرد کبد

کبد غذا را از دستگاه گوارش گرفته و سپس آنها را ذخیره و یا به شکل مواد شیمیایی تغییر می‌دهد که در قسمت دیگری از بدن جهت نیازهای متابولیکی مورد استفاده قرار می‌گیرد.

وظایف کبد شامل:

- تولید حداکثر پروتئین‌های ضروری سرم که شامل : از 13 فاکتور انعقادی 12 تای آن در کبد ساخته و فقط فاکتور 8 در اندوتلیال عروق ساخته می‌شود. همچنین فاکتورهای ضد انعقادی نیز در کبد ساخته می‌شوند.

- تولید صفرا و مواد حاصل از آن (اسیدهای صفراویکلستروللیستینفسفولیپیدها)

- تنظیم مواد مغذی (گلوکزگلیکوژنلیپیدهاکلسترول و اسیدهای آمینه)

این یعنی اینکه پس از مصرف غذا گلوکز از طریق ورید پورت به کبد رفته و به طی فرایند گلیکوژنز به گلیکوژن تبدیل می‌شود و برعکس هنگام گرسنگی و یا بین وعده‌های غذایی گلیکوژن در کبد به گلوکز تبدیل می‌شود (طی فرآیند گلیکولیز) چربی‌ها از کبد به صورتVLDLخارج می‌شوند و در نسوخ چربی ذخیره می‌شوند.

- متابولیسم و کونژوگه کردن ترکیبات چربی دوست (بیلی روبین، کاتیون‌ها، داروها) برای دفع از طریق صفرا یا ادرار

- تبدیل ویتامین‌هایBبه شکل فعال کوآنزیم آن

- تبدیل آمونیاک به اوره که توسط کلیه‌ها دفع می‌شود.

- ذخیره ی ویتامین‌های محلول در چربی شاملK, E, D, B12, Aو فولات و مواد معدنی نظیر مس و آهن

- تبدیل و غیرفعال کردن هورمون‌ها

- تولید گرما برای حفظ دمای بدن

از لحاظ تئوری 3/1 از کبد برای نیاز بدن کافی است.

بررسی وضعیت و عملکرد کبد

 مواردی که بررسی وضعیت عملکرد کبدی داریم شامل موارد زیر است:

 ساخت پروتئین‌هایی همچون آلبومین و گلوبولین و فاکتورهای انعقادی غیر فاکتور 8

 آنزیم‌های پارانشیم کبد شاملALT, ASTو آنزیمهای مجاری صفراوی کبد شاملNT, GGT, ALP 5

 بیلی روبین، چون کل متابولیسم بیلی روبین در کبد انجام می‌شود که شامل انواعdirect, Totalاست.

در نتیجه برای بررسی عملکرد کبد:

 اندازه گیری سطح بیلی روبین : نشانگر فعالیت کونژوگاسیون و دفعی کبد

 زمان پروترومبین : برای وضعیت تولید فاکتورهای انعقادی به دلیل نیمه عمر کوتاه فاکتور 7 (6 ساعت) کمترین نیمه عمر به فاصله چند ساعت از اختلال کبد طولانی می‌شوند.

 سطح آلبومین : بررسی وضعیت تولید پروتئین‌ها به دلیل نیمه عمر 20-15 روزه آلبومین کاهش سطح آن نشانه اختلال مزمن کبد می‌باشد.

 در فردی که دچار نارسایی کبد می‌شود، اولین فاکتوری که افت می‌کند فاکتور 7 است که با تستPtآن را می‌سنجیم. این تست نشان دهنده اختلال در فاکتورهای مسیر خارجی است که عمدتاً برای فاکتور 7 استفاده می‌شود اماPttبرای مسیر داخلی است که عمدتاً برای فاکتور 8 است که در کبد کاربرد ندارد. در نارسایی حاد کبدی اولین اختلالی که اتفاق می افتد اختلال درPtاست که ازs13-5/0نرمال به 25-20 ثانیه افزایش می‌یابد.

 در نارسایی مزمن کبدی آلبومین فرد پایین است، یعنی این فرد حداقل 1 تا 2 ماه است که در بدنش سخت آلبومین کم شده است.

پارانشیم کبد 2 آنزیم مهم دارد که هر وقت سلولهای کبدی آسیب ببینند این دو آنزیم (ALT, AST) افزایش می‌یابند، اما در مشکلات مجاری صفراوی مانند ایسکمی، التهاب انسداد، (GGT, ALPو 5 نوکلئوتیداز) افزایش می‌یابد.


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک