ارتباط با ما : info@behrazm.ir

(زمان خواندن: 2 - 4 دقیقه)

منابع طب اسلامي

توحيد مفضل:

کتاب توحید مفضّل، منسوببه یکی از شاگردان خاصّامام صادق(ع) به نام "مفضّل بن عمرالجُعفیالکوفی". است.كه امام(ع) درسهايي را در چهار جلسه براي او عنوان نموده است و در ضمن آن مهمترین مسائل علوم طبیعی توسط اين امام بزرگوار در سایه علم توحید بیان میشود. علومی که ما اکنون آنها را به اسامی طب، فیزیولوژی، فیزیک، شیمی، زیست‌شناسی، جانورشناسی، نجوم، هواشناسی، معدن‌شناسی وگیاه‌شناسی می‌شناسیم.

اشاره به حكمت نهفته در حنجره:

امام صادق (ع) خطاب به مفضل بن عمر : ‌اي مفضل؛ در صدا و فراهم بودن ابزارهاي آن در انسان ، فراوان انديشه كن . حنجره ، همانند لوله اي براي بيرون آمدن صداست و زبان ، لبها و دندان ها ، براي شكل گرفتن حروف و آواها . مگرنمي بيني هركس دندان هايش بيفتد ، نمي تواند " سين " را درست ادا كند و هر كس داراي لب نباشد نمي تواند " فاء" را درست بگويد و هر كس زبانش سنگين باشد نمي تواند " راء " را به فصاحت ، ادا كند ؟‌

همانند ترين چيز به اين پديده ، يك سر سرناي بزرگ است . حنجره به ني آن مي ماند . ريه ، همانند آن انباني است كه دميدن را انجام مي دهد تا هوا به ني در آيد ، اندام هايي هم كه بر ريه فشار وارد مي آورند تا صدا (از حنجره )‌بيرون آيد ، همانند آن انگشت هايي است كه انبان را مي فشرد تا هوا در ني درآيد و لب ها و دندان هايي هم كه صدا را به حروف و آوا ها بدل كنند ، به انگشت هايي مي مانند كه در دهانه ني حركت مي كنند تا از ناي ني ، آهنگ بسازند . البته ،هرچند در دلالت و تعريف ،مخرج صدا را به اين سرنا تشبيه كنند ،اما در حقيقت ، اين سرناست كه بايد به مخرج صدا تشبيه شود .

اكنون تو را از آواهايي كه براي ساخت كلام و ايجاد حروف در اندام ها هست ،آگاه ساختم ؛ اما در اين اندام ها ، افزون بر آنچه ياد آور شدم ، منافعي ديگر نيز هست :

حنجره ، جايي است كه اين نسيم ، از آن به سوي ريه راه مي گشايد تا با تنفس دايميكه اگر اندكي متوقف شود انسان مي ميردقلب را باد بزند و خنكش گرداند .

با زبان ، مزه ها احساس مي شود و انسان ، مي تواند آنها را از هم باز شناسد و هر يك را به تنهايي تشخيص دهد : شيرين را از تلخ ، ترش را از ملس ،شور را از گوارا ، و خوش مزه را از بد مزه ؛ افزون بر اين كه همين اندام ، بر فرو بردن آسان خوردني ها و نوشيدني ها ياري مي رساند.

دندان ها ، غذا را مي جوند تا نرم شود و گوارش آن ، آسان گردد . دندان ها با وجود اين ، تكيه گاهي براي لب هايند كه از درون دهان ، آن ها را نگه مي دارد و تقويت مي كند . گواه آن كه مي بيني كسي كه دندان هايش ريخته ، لبهايش نيز افتاده و حركت آن ها نا به سامان است .

با لب ها نوشيدني مكيده مي شود تا آنچه از نوشيدني ها به درون مي رسد ، به اندازه و سنجيده باشد ؛ نه يك باره به درون فرو ريزد و شخص از آن گلو گير گردد يا درون را بيازارد دو لب ، افزون بر اين ، به دو لنگه در هماهنگ مي مانند كه بر روي دهان ، بسته مي شوند و انسان ، هر گاه بخواهد ،آن ها را باز مي كند و هر گاه بخواهد مي بندد .

در آنچه از اين حقايق وصف كرديم ، اين نكته روشن مي شود كه هر يك از اين اندام ها ، به گونه اي ويژه عمل مي كنند و هر يك ، منافعي چند دارند ، آن سان كه يك ابزار ، به چند كار مي آيد ؛ همانند تيشه كه هم در نجاري از آن استفاده شود ، هم در كندن و هم در ديگر كارها ...

اي مفضل چه كسي در حلق ، دو روزن قرار داده است :‌يكي براي خروج صداو اين ،همان حلقوم (ناي ) است كه به ريه مي پيونددو ديگري براي گذر غذاو اين ، مري است است كه به معده مي پيوندد و غذا را بدان مي رساند -؛و (چه كسي ) بر حلقوم ، سرپوشي قرار داده است ( زبان كوچك )‌، تا نگذارد غذا به ريه برسد و (شخص را ) بكشد ؟

چه كسي ريه را خنك كننده سستي ناپذير و بي توقف قلب ، قرار داده است تا نگذارد حرارت در قلب ، جاي گيرد و به نابودي بينجامد ؟


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک