ارتباط با ما : info@behrazm.ir

مراحل رشد از تولد تا 3 سالگی

 

 

مراحل رشد از تولد تا 3 سالگی1

رشد کودک، در زمان پس از تولد - مخصوصاً تا 3 سالگی - پایه و اساس زندگی آینده او محسوب می‌شود. این دوران که به دوره ی شیرخوارگی معروف است، کودک از جنبه‌های مختلف، رشد می‌کند، تا اینکه به مرحله بالاتری از رشد برسد. رشد، در جنبه‌های مختلف صورت می‌پذیرد و به خاطر تأثیر عوامل مختلف در رشد، کودکان از نظر شخصیت با هم تفاوت دارند. رشد کودک نیز به عوامل ارثی و محیطی بستگی دارد. هر قدر محیط مناسب‌تر باشد، پرورش کودک بهتر حاصل می‌شود. رشد کودک به صورت تسلسل با نظم و ترتیب خاصی حاصل می‌شود. کودک بایستی در دوران کودکی‌اش خوب تغذیه شود زیرا تغذیه ناقص، موجب ضعف، ناتوانی و بیماری‌های گوناگون می‌شود. هیچ غذایی برای کودک از شیر مادر گواراتر و بهتر نمی‌باشد. شیر مادر نه تنها نیازهای تغذیه‌ای کودک را برآورده می‌سازد بلکه نیازهای روانی او را نیز برطرف می‌کند.

رشد کودک تا سه سالگی را می‌توان در زمینه‌های زیر مورد بحث و بررسی قرار داد :

1- رشد جسمانی

قد نوزادان در لحظه تولد، به طور متوسط برای پسر 50 سانتی متر و برای دختر حدود 49 سانتی متر می‌باشد و پس از آن به طور تقریبی هر ماه 2 تا 5/2 سانتی متر، بر قد افزوده می‌شود. اگر بخواهیم میزان بهنجاری برای قد کودک پسر و دختر در نظر بگیریم، می‌تواند از 48 تا 54 سانتی متر باشد. قد کودک تا یک سالگی به حدود 74 سانتی متر می‌رسد و سپس این روال کاهش می‌یابد.

وزن نوزادان هنگام تولد بین 700/2 کیلوگرم تا 850/3 کیلوگرم، در نوسان می‌باشد و حدود 2/3 نوزادان - یا بیشتر از این تعداد- در این محدوده می‌گنجند. معمولاً نوزادان پسر هنگام تولد، وزنشان بیشتر از نوزادان دختر می‌باشد و این روال تا حدود ده سالگی ادامه می‌یابد ولی از این زمان به بعد، دختران از نظر رشد وزنی و قدی از پسران پیشی می‌گیرند، لیکن پسران پس ازطی مرحله بلوغ، نسبت به دختران افزایش وزن می‌یابند.

2- رشد شناختی

نوزادان در سال‌های اول زندگی - علاو ه بر یادگیری حرکتی- برای درک و شناخت جهان پیرامون خود تلاش می‌کنند. نوزادان فعالانه در جهت شناخت محیط خویش حرکت می‌کنند. تغییر در ویژگی‌های فیزیولوژیکی کودک، عامل کیفی است که توجه و هوشیاری کودک را تحت تأثیر خود قرار می‌دهد. کودکان آماده می‌باشند تا با جهان پیرامون خود آشنا شوند و مسایلی مانند، رنگ‌ها، حرکت، انحناء و بسیاری دیگراز خصوصیات، توجه کودک را به خود معطوف می‌کند.

کودکان قادر هستند که دست به بازشناسی بزنند. حتی کودکان در سنین چهارماهگی، چهره‌های آشنا را از چهره‌های نا آشنا، تشخیص می‌دهند. توانایی دیگری که در کودکان درسال اول زندگی افزایش می‌یابد، حافظه است و همچنان که بزرگ‌تر می‌شود، محرک‌های قبلی و گذشته را تشخیص می‌دهد.

3- رشد و پرورش عقلانی

 در این قسمت مراحل رشد تا دو سالگی مطرح شود.

مرحله اول: دورهی «حسی -حرکتی» از بدو تولد تا 2 سالگی ادامه می‌یابد و به شش دوره تقسیم می‌شود، به این ترتیب:

دوره ی اول:  از تولد تا یک ماهگی (اعمال انعکاسی)(1 ماه) دراین دوره، کودک رفتارهای ساده یا انعکاسی انجام می‌دهد و این اعمال انعکاسی، تنها حربه وی در زندگی‌اش می‌باشد.

دوره ی دوم:  از یک ماهگی تا چهار ماهگی (عادات نخستین)(3 ماه) دوره دوم دوره شکل دادن و تنظیم بازتابها و تشکیل عادتهای نخستین می‌باشد. کودک دراین مرحله، رفتارش را تکرار می‌کند. بین فعالیتهایش تا حدودی هماهنگی برقرار می‌شود و برحسب آنچه می‌شنود، واکنش نشان می‌دهد. تمام اعمال و حرکات تکراری کودک، متوجه بدن خودش می‌باشد.

دوره ی سوم:  از چهار ماهگی تا هشت ماهگی (هماهنگی بین دیدن، لمس کردن و گرفتن)(4 ماه)

در این دوره، بین حرکات کودک هماهنگی بیشتری به چشم می‌خورد. او می‌تواند حرکاتی که پاسخ مثبت داشته است را تکرار کند. کنجکاو می‌شود که نظاره کند که اعمالش بر محیط چه اثری دارد. اگر شیئی در گهواره یا تخت او آویزان باشد، سعی می‌کند با لگد زدن و یا قاپیدن آنرا تکان دهد و نتیجه‌اش را مشاهده کند.

دورهی چهارم:  از هشت ماهگی تا دوازده ماهگی (هدف و وسیله)(4 ماه) در این دوره، اعمال کودک هدفدار می‌شود و از آن جریان خودبخودی تقریباً بیرون می‌آید فرق بین هدف و وسیله قائل می‌شود. اگر وسیله مورد علاقه‌اش پنهان باشد، برای یافتن آن به جستجو می‌پردازد و موانع را برای یافتن آن، به کنار می زند. می‌تواند هدف را دنبال کند ولی در نحوه دسترسی به آن، ضعیف عمل می‌کند و نمی‌داند چگونه به آن برسد.

دوره ی پنجم:  از دوازده ماهگی تا هیجده ماهگی (کشف وسایل جدید و بروز واکنشها)(6 ماه)

کودک در این دوره به وسیله آزمایش و خطا، راه حل‌های تازه‌تری برای مشکلات خود می‌یابد. کودک نسبت به اعمال خود حساس می‌شود و دوست دارد تأثیرات اعمال خود را بر محیط نظاره کند و با تغییر اعمال خود، اثرات مختلف را ببیند و تماشا کند. کودک به تازگی علاقه دارد و کنجکاوی‌اش بیشتر می‌شود.

دوره ی ششم:  از هیجده ماهگی تا دو سالگی (آغاز دورنی شدن روان بنه‌های حسی-حرکتی)(6 ماه) دراین دوره، کودک در اعمال خود علاوه بر آزمایش و خطا، به ابتکار متوسل می‌شود و برای اولین بار، - می‌توان گفت - که به تفکر می‌پردازد و برای حل مشکلاتش، فکر می‌کند. این مرحله که تکامل یافته تر از مراحل قبلی می‌باشد، از مراحل پیشین جدا نیست. دراین مرحله، رفتار سمبولیک در کودک هویدا می‌شود و عملکرد ذهنی کودک را دگرگون می‌سازد و باعث می‌شود که به تدریج کودک به درک مفاهیم و استدلال نائل آید.

4- رشد و پرورش عاطفی

شخصیت عاطفی کودک، اگر درست و اصولی شکل بگیرد و با تعلیم و تربیت و به کارگیری عوامل سازنده دیگر، در جهت مثبت حرکت کند، باعث می‌شود که کودک دارای شخصیتی قوی و سالم شود بنابراین بایستی به موضوع اساسی پرورش عاطفی کودک، توجه وافری داشت تا سعادت و سلامتی کودک تأمین شود.

کودکان در ماههای اول زندگی، واکنش‌های بسیاری از خود نشان می‌دهند که می‌توان گفت حالات عاطفی آنها است. که عمده‌ترین آنها را می‌توان بدین شرح بیان کرد :

خشم

خشم حالت عاطفی است که در کودکان از 7 ماهگی به بعد ظاهر می‌شود و با گریه و بی تابی کودک، نمود پیدا می‌کند. خشم در کودکان، بیشتر به خاطر تأمین نشدن احتیاجات اساسی روانی ایجاد می‌شود. ابتدا خشم با گرفتن کشیدن اشیاء، دور انداختن، بی قراری، گریه کردن ممتد بروز می‌کند و با رشد کودک تغییرشکل یافته، به صورتهایی مانند پرخاشگری، طرد دیگران، نزاع و... درمی آید. کودک هر چه آزردگی‌اش بیشتر باشد؛ خشمش نیز نسبت به عامل آزردگی بیشتر می‌باشد. چون درسن کودکی، کودک بیشتر از مادرش تقلید می‌کند، اگر مادر عملاً به کودک نشان دهد که چگونه در مقابل محرک‌های خشم آور، از خود آرامش و خویشتن داری نشان می‌دهد و با خشم مقابله می‌کند، کودک کم کم با تقلید از مادر، روش صحیح غلبه بر خشم خود را یافته و در زمان خشم، خونسردی خود را حفظ می‌کند.

محبت و تنفر

براساس مشاهدات و تجربیات روان شناسی، نیاز به محبت در سراسر زندگی فرد، مخصوصاً در سالهای اولیه زندگی، نقش اساسی در موفقیت و شخصیت انسان دارد. سلامت و رشد شخصیت کودک، به همان اندازه‌ای که به نیازهای جسمانی وابسته می‌باشد، وابسته به محبت نیز می‌باشد. براساس تحقیقات گسترده ی روان شناسان و دانشمندان، برخورداری از محبت و مهر مادری در ماهها و سال‌های اولیه زندگی، برای کودک از اهمیتی فوق العاده برخوردار می‌باشد و با توجه به این واقعیت، محرومیت کودک از مادر و احساسات مادرانه، تأثیرات منفی عمیقی در کودک برجای می‌گذارد. کودکانی که از محبت سیراب می‌باشند، بهتر می‌توانند با دیگران ارتباط برقرار کنند و سازگاری داشته باشند.

والدین بایستی شرایطی را برای کودک فراهم سازند که او از نظر محبت، نه احساس کمبود کند و نه اینکه آنقدر به وی محبت شود که جنبه افراطی به خود بگیرد. مثلاً کودکی که دائماً مورد متکی به پدر و مادر باشد، در مقابل رفتار سؤیش نیز هیچگونه عکس العملی نشان داده نشود، کودک اعتماد به نفس لازم را کسب نکرده و در مقابله با مشکلات و ناملایمات زندگی، ناتوان می‌شود و نمی‌تواند انسانی مسئول و متکی به خویشتن باشد، وابسته و دنباله رو بار می‌آید و در نهایت فردی خودخواه، مهاجم، ناسازگار، و پرتوقع می‌شود. حس پرخاشگری کودک، هرگاه از جو طبیعی خود خارج شود، تبدیل به لجاجت و قهر و تنفر می‌شود و کودک پیوسته غر می زند.

5-رشد و پرورش اجتماعی

رشد اجتماعی کودک، بستگی مستقیمی با درک وی از اجتماع و رابطه حاکم بر آن دارد. اولین رفتار اجتماعی عمده در کودکان، لبخند است که در 2 و 3 ماهگی ظاهر می‌شود. بعضی از کودکان به هر چهره‌ای لبخند می‌زنند. لبخند اجتماعی امری است مربوط به رشد و بسیار با اهمیت می‌باشد، زیرا موجب می‌شود که روابط متقابلی بین کودک و بزرگسالان ایجاد شده و پیوند عاطفی مستحکم ‌تر شود. در اوایل تولد، کودک نسبت به بسیاری از مسائل از قبیل قیافه اخمو و خنده آور، تهدید، لحن صدا و... بی تفاوت می‌باشد، ولی با بیشتر شدن سن از (4 ماهگی به بعد) وی نسبت به این عوامل عکس العمل نشان می‌دهد و نسبت به کسانی که احتیاجات اولیه وی را برطرف می‌کنند، توجه بیشتری معطوف می‌دارد.

والدین بایستی زمینه را برای ورود کودک به زندگی اجتماعی، با تربیت صحیح فراهم کنند. و به او بیاموزند که به تدریج توقعات خود را کم کند؛ نسبت به آداب و رسوم و مقررات اجتماعی احترام بگذارد، نحوه ی شرکت در مجامع را بیاموزد، فهم مسئولیتهای اجتماعی و بسیاری موارد دیگر.

در سال‌های اولیه زندگی، کودک به خاطر پیروی به صورتی تقلیدی از والدین و اطرافیان، مسئولیت بسیار سنگینی، بر دوش والدین و اطرافیان می‌گذارد، آن‌ها می‌توانند از طریق آموزش مستقیم و غیرمستقیم، زمینه‌های مناسبی را برای فعالیت‌های اجتماعی کودک در آینده و حال را فراهم کنند. البته عوامل متعدد دیگری در رشد اجتماعی کودک نقش دارند که بعضی از آنها به پیش از تولد مربوط و برخی دیگر به پس از تولد برمی گردد. یکی از مسائل مهمی که بایستی در کودک پرورش داده شود، اخلاقیات می‌باشد، زیرا با پرورش اخلاقی فضایل و خصایص انسانی، مانند، شجاعت، تهور، امانت داری، حقیقت دوستی و حقیقت طلبی و... در کودک ایجاد می‌شود و پرورش می‌یابد.

کودک در سنین اولیه زندگی-مخصوصاً از دو سالگی به بعد- متوجه می‌شود که با دیگران فرق دارد و خود را مجزا از اشیاء و اشخاص احساس می‌کند و کنجکاو می‌شود و به کاوش و کشف می‌پردازد. در این زمان، مادر نقش بسیار مؤثری در وی دارد؛ چنانچه مادری به هر علتی، مانع فعالیت‌های کنجکاوانه کودک شود و کودک را از یادگیری‌های اساسی مهمی محروم کند، موجب بروز عواقب بس وخیمی در زندگی آتی کودک خواهد شد، اما اگر مادر و اطرافیان اجازه دهند که کودک به کنجکاوی خویش ادامه دهد و به فعالیت و جنب و جوش بپردازد، کودک به مرور می‌آموزد کنجکاوی، خلاقیت و نوآوری، مورد پذیرش و تشویق دیگران است و همین برداشت کودک، باعث تطبیق پذیری وی و همین طور موفقیتش در آینده می‌شود.

6-رشد و پرورش سخن گویی

سخن گویی، یکی از وسایل مهم جامعه پذیری کودکان می‌باشد. کودکان به سرعت شگفت انگیزی زبان می‌آموزند، بخصوص بعد از گفتن اولین کلمات، سخن گویی کودکان شتاب بیشتری می‌گیرد. کودکان معمولاً اولین کلمات را، در اواخر نخستین سال زندگی بر زبان می رانند. و به این ترتیب قادر به بیان خواسته‌ها و نیازمندی‌های خویش می‌شوند. البته به دلیل تفاوت‌های فردی، کیفیت و نحوه سخن گویی کودکان با هم تفاوت دارد.

کودکان بین گفتار و سایر صداهایی که در محیط به گوش می‌رسد، تمایز قائل می‌شوند و در برابر گفتار واکنش‌هایی نشان می‌دهند، به عنوان مثال؛ کودک در 3 ماهگی می‌تواند صدای مادرش را از صدای زن‌های دیگر، تشخیص دهد.

معمولاً کودک اولین کلمات را حول و حوش اولین سال تولدش بر زبان می‌آورد. اگرچه بسیاری دیگر از کودکان هم هستند ماهها بعد سخن گفتن را آغاز می‌کنند. به طور متوسط، کودک تا 28 ماهگی 50 کلمه به کار می‌برد و این کلمات شامل چیزهایی می‌باشد که برای کودک اهمیت به سزایی دارد و برایش عینی می‌باشد، و غالب واژه‌هایی که کودکان می‌آموزند، از لحاظ کلی در حد متوسط قرار دارند. به مرور که واژگان گفتاری کودک از مرز 50 کلمه گذشت، وی می‌آموزد که عبارات دو کلمه‌ای به کار برد. پس از آنکه کودک ترکیبات دو کلمه‌ای به کار برد، تعداد این ترکیبات دو کلمه‌ای به تدریج زیاد می‌شود. تقریباً درهمه عبارات دو کلمه‌ای کودکان، ترتیب کلمات متناسب و منظم است و در آن قاعده بخصوصی دیده می‌شود. کودکان اقوام مختلف که به زبان‌های مختلفی تکلم می‌کنند، در جملات اولیه خویش مفاهیم یکسانی را ابراز می‌دارند. همچنانکه جملات کودک بلندتر و پیچیده‌تر می‌شود، کلمات کوچکتر یا کلمات پایانی نیز به جملات خویش اضافه می‌کنند. زبان عموماً باعث می‌شود عملکردهای مختلف شناختی مانند: استدلال، تفکر حل مسئله، بدست آوردن اطلاعات و... افزایش یابد.

والدین تأثیر مستقیمی در سخن گویی کودک دارند؛ اگر والدین با تشویق کودک را به سمت حرف زدن سوق دهند باعث می‌شوند که کودک زود زبان باز کند.

اکثر روان شناسان اعتقاد دارند که پیشرفتهای شناختی برای رشد زبان اساسی می‌باشد. کودکان زبان را از طریق ارتباط با افراد دیگر-در مرحله اول-مادر می‌آموزند. مادران به هنگام حرف زدن با فرزندان خود، زبان متفاوتی به کار می‌گیرند، این گفتار مادرانه رشد اولیه زبان را در کودک تسهیل می‌کند.

یکی از مهمترین عملکردهای زبان، برقراری ارتباط می‌باشد. کودکان به کمک کلمات و جملات، ارتباط مؤثر و پیچیده‌تری برقرار می‌کنند.

مورد (6) اعتقاد دارد که تقلید و همانندسازی، در اکتساب قدرت تکلم سهم بسزایی دارد.

 به طور کلی بسیاری از روان شناسان، پیشرفت در تکلم را به این قرار تقسیم می‌کنند:

     1-     انعکاس‌های صوتی و حرکات خیلی ضعیف

     2-    به زبان آوردن کلمات جدید

     3- بکارگیری کلمات ساده

     4-  بکارگیری جملات- نسبتاً- قابل درک

     5-  ساخت و ترکیب جمله‌های ساده

     6-  بدست آوردن تسلط در زبان

عوامل مؤثر در رشد تکلم

عوامل بیشماری را می‌توان نام برد که در پیشرفت نیروی سخن گویی کودک، مؤثر و در تسریع و یا توقف سرعت آن دخیل می‌باشد. عمده‌ترین آنها عبارتند از:

1- رشد عمومی:  رشد حرکتی و جسمی، در رشد گفتار تأثیر بسزائی دارد و بین آنها ارتباط مستقیمی وجود دارد.

2- بهداشت و سلامت بدن:  رعایت نکردن بهداشت و بیماری، مانع رشد ارگانیسم و عدم هماهنگی لازم سیستمهای اعصاب حسی و حرکتی و اختلال تکلم می‌شود. کودک خیلی پیش‌تر از اینکه نخستین کلمه‌ها را بر زبان آورد، رشد کلامی را آغاز می‌کند. در واقع شروع رشد کلامی با تسلط بر گروهی از مهارتهای اولیه همراه می‌باشد. به عنوان مثال: شیر مکیدن، بلع غذا و نفس کشیدن، بایستی شکلی مناسب گرفته باشد تا زمینه را برای سخن گفتن فراهم ساخته و نفس را برای سخن گویی آزاد کند. کودکان بیمار، در صورتی که کودکانی که از سلامت کامل برخوردارند، سریع‌تر از کودکان بیمار، رشد گویایی می‌یابند و از خزانه لغات فراوان‌تری برخوردارند. در هر مرحله از رشد کلامی، ساختهای مناسبی برای آن مرحله لازم می‌باشد. به عنوان مثال برای بر زبان آوردن حروف بی صدا، بایستی کودک به سنی رسیده باشد که بتواند حروف را اداء کند (28 ماهگی)، زیرا کودک قبل از آن فاقد دندان جلویی می‌باشد تا از آن برای ایجاد صوت استفاده کند.

3- عوامل محیطی، خانواده و وضعیت اقتصادی:  وضعیت اقتصادی خانواده، در سرعت و پیشرفت و در تأخیر و کندی رشد گویایی طفل مؤثر است. آنچنانکه وضعیت روحی و عاطفی اعضای خانواده در رفتار و برخورد کودک تأثیر دارد.

4- جنسیت: در مقایسه، دختران معمولاً زودتر از پسران زبان باز کرده و جملات بلندتر و کامل‌تر و دقیق‌تری را اداء می‌کنند و همین طور از تعداد کلمات بیشتری استفاده می‌کنند. اما در حدود سن 6 سالگی، میزان گویایی و ذخیره لغات پسران و دختران ابتداء با هم برابر و سپس پسران بر دختران پیشی می‌گیرند.

5- سن کودک:  کودک بایستی به اندازه کافی رشد کند تا اینکه دستگاه سخن گویی او آمادگی لازم را برای ارائه کلمات و صحبت کردن پیدا کند و به همین جهت هر چه به سن کودک افزوده می‌شود، توان سخن گویی و به کارگیری کلمات در او فزونی یافته و ذخیره لغات او بیشتر می‌شود.

6- ردیف تولد:  معمولاً بچه اول خانواده، زودتر زبان باز می‌کند و قدرت بیانش نیز خیلی خوب است، چون پدر و مادر علاقه نسبت به وی نشان می‌دهند و با او حرف می‌زنند و دوست دارند که زود زبان باز کند.

7- هوش:  کودک هرچه باهوش‌تر باشد، به همان میزان رشد سخن گویی در وی سریعتر و بهتر صورت می‌گیرد. کودک باهوش زودتر از اطفال دیگر، اولین کلمات را بر زبان جاری می‌کند. اگرچه دیر زبان باز کردن دلیل بر کمی هوش کودک نیست، زیرا علاوه بر هوش، عوامل دیگری نیز در سخن گویی دخالت دارند. معمولاً کودکان تیز هوش روان‌تر، بهتر، شیواتر صحبت می‌کنند.

8- دو زبانی والدین: پدر و مادری که دو زبان یا لهجه‌های متفاوت صحبت می‌کنند، کودکانشان بین دو زبان سرگردان و در انتخاب مردد می‌شوند و دیرتر انتخاب می‌نمایند و شروع به سخن گویی می‌کنند. بخصوص زمانی که هریک از والدین به زبان خود تعصب نشان دهند و در آن لجاجت ورزند.

9- همزادی:  همزادی نیز اغلب باعث می‌شود که قوه سخن گویی دیر شکوفا شود و عقب ماندگی در کودکان نمایان شود، اما معمولاً کودک پس از مدتی، این عقب ماندگی را با زحمت جبران می‌کند و لب به سخن باز می‌کند.

10- رسانه‌های گروهی:  رسانه‌های گروهی در سالهای اخیر تا حدود زیادی در رشد کلامی کودکان تأثیر گذاشته‌اند، وسایلی همچون رادیو، تلویزیون، اطلاعات کودکان و در نتیجه خزانه لغات آنها را افزایش داده و موجب شده که آنها بهتر به سخن گویی بپردازند. عوامل دیگری در رشد سخن گویی تأثیر دارند که نیازی به ذکر آن‌ها نمی‌باشد.

 منابع:

1-     کریمی یوسف، روانشناسی شخصیت،. انتشارات نشر،1389

2-    پوراحمدیمحمدرضا، روانشناسی کودک و نوجوان، انتشارات قلم،1390

3-  دارائی جعفر، نظریه‌های روانشناسی شخصیت، انتشارات آییژ،1388

4-   پورشفیع زنگنه آذر و همکاران،، مغز و شخصیت،. انتشارات کرشمه،1389.

5-   جاتی، حسین، روانشناسی کودک، تهران، نشر بیکران. (1390)،


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک