(زمان خواندن: 2 - 4 دقیقه)

شيطان پرستي و شيطان گرايي(Satanism)

 

مقدمه

وجود خير و شر در جهان آفرينش در ذهن برخي انسان ها چنين تصوري را ساخته است كه جهان دو قطبي بوده و قدرت خير و شر تقسيم شده است موجودات خيرات را از جانب خداوند و شرور را از جانب شيطان (يا خداي بدي ) قلمداد مي نمايند و لذا هم به پرستش خدا و هم به پرستش شيطان يا همان نيروي شر مي پردازند تا از او و بلاهاي طبيعي و ...در امان بمانند.

در حالي كه دين اسلام خط بطلان بر چنين ديدگاه هايي كشيده است و تمام قدرت عالم را از خداوند دانسته و پرستش را فقط شايسته ي او مي داند .

جهان غرب پس از گذراندن دوران مدرن و پست مدرن ،اكنون در حال سپري كردن عصر ترنس مدرن يا همان عصر شيطان پرستي است . منتظر لوسيفر يا همان شيطان موعود خود مي باشند تا حكومت جهان را به دست بگيرد و لذا براي رسيدن به اين مطلب زمينه ي آن را از طريق مخالف با اديان آسماني و انجام هر عمل شنيع و غير شرعي فراهم مي نمايند . ترويج جادو ،خشونت ،روابط آزاد جنسي ،بي اخلاقي و...از جمله دستورالعمل هاي آن ها مي باشد . مهمترين بازي در اين زمينه را بايد بازي كنستانتين بدانيم .

بازي :كنستانتينConstantine

در اين بازي بيان مي كند كه جهان داراي دو قدرت بزرگ خير و شر مي باشد كه با يكديگر توافق كرده اند و جهان را ميان خود تقسيم كرده اند و اين موجودات نبايد به قلمرو ي ديگري بروند . انسان ها، فرشتگان و بهشت از آن خداوند و جنيان ،شياطين و جهنم براي لو سيفر .

شخصيت اصلي بازي يعني جان كنستانتين يك جادو گر و جن گير بزرگ و معروف است و مامور دفاع از مرز ميان اين دو گروه مي باشد و هر شيطاني كه بخواهد به دنياي انسان ها برود را به جهنم باز مي گرداند . او از شدت سيگار كشيدن دچار سرطان ريه شده است .

هنگامي كه به جن گيري در مكزيك مشغول بود متوجه مي شود كه برخي شياطين مي خواهند به اين جهان نفوذ كنند و با تحقيق متوجه مي شود كه" مامن" فرزند لوسيفر مي خواهد با همكاري گابريل (جبرئيل)و با استفاده از رحم زني به نام آنجلا كه پليس است به اين جهان نفوذ كند و حكومتي كه پدرش در آينده مي خواهد تشكيل دهد خود به دست بياورد .

كنستانتين با استفاده از قدرت جادو گري خود و با خواندن اوراد و كلمات عبري و با توسل به خشونت ،در آخر مي تواند مامن را به جهنم فرستاده و گابريل را بسوزاند و جهان را نجات دهد البته تفاوت فاحشي كه اين بازي به نسبت فيلمش دارد عدم حضور لوسيفر در پايان كار است كه در فيلم آن نظم نوين جهاني را لوسيفر با قدرت خودش ر قم مي زند و منجي بشر مي شود .

نكات مهم اين بازي در فضاي جنگ نرم :

1-تقسيم جهان به دو قطب خير و شر و رواج دو آليسم

2-مفيد بودن و ضروري بودن جادو و اوراد جادويي براي مبارزه با دشمنان

3-تصوير يك منجي كه سيگار مي كشد ،جن گير و جادو گر است و...

4-حسادت ملائكه به انسان ها ،خطا پذيريشان و همكاري ملائكه مخصوصا جبرئيل (ع)با پسر شيطان براي از ميان بردن انسان ها

5-قدرتمند نشان دادن شياطين و ضعيف و ظالم نمايان نمودن فرشتگان در راستاي فرشته ستيزي

سوالات :

چرا در اين ساليان اخير غرب سعي در فرشته ستيزي و ايجاد حس بي اعتمادي و تنفر نسبت به ملائكه به خصوص جبرئيل (ع)دارد ؟

آيا جهان واقعا دو قطب خير و شر است و تمامي شرور به دست شياطين بوده و خداوند توان مقابله با آن ها را ندارد ؟

چرا منجي بشر را يك انسان جادو گر معرفي مي نمايند ؟مگر نه اين است كه اديان الهي جادو گران را كافر مي شمارند . َپس چگونه يك كافر ناجي مومنين خواهد ؟


مقالات پزشکی تصادفي

اشتراک